664برخى مغازهها قيمت چند قلم كالايى را كه مىشناسم مىپرسم. از مغازه دارى پرسيدم راديو جيبى 12 موج sony اصل ژاپن دارى؟ گفت بله و نشانم داد؛ قيمتش: 35 هزار تومان! وقتى نگاه كردم، كاملاً مشخص بود از انواع بازار مشترك يا چينى است. در پاسخ به اعتراضم گفت: «آهان! اصلش را بعداً مىآوريم»؛ به همين راحتى!
از بازار كه گذشتم و وارد صحن شمالى حرم شدم، پيرمرد و پيرزنى را ديدم با كلى جنس پيش رويشان. پيرزن نشسته بود و پيرمرد ايستاده و دست به كمر گرفته.
شيرينى دعاى خير آن دو پيرزن قبلى تشويقم مىكرد كه تا شب به امثال آنها كمك كنم! بدجورى جَوْ مرا گرفته بود! گفتم: «پدر جان! منتظر كسى هشتيد يا خسته شدهايد؟» خندهاى كرد كه نشان داد حدس دوم درست است. تا ايستگاه اتوبوس كه جنسها و كالاهاى خريدارى شده را بردم، با آنها نيز گپى زدم. مىگفتند: «قبل از اينكه بياييم، خيلى از دوستان و آشنايان برايمان سر راهى آوردهاند. نمىشود كه ما برايشان چيزى نخريم».
شايد حق با آنها بود. مشكل را بايد از جاى ديگر حل كرد: از اصلاح فرهنگ «بده بستانهاى بيخود» و «توقعهاى بيش از حد». شايد همين مسأله موجب شده كه ايرانيها به بهترين مشتريهاى» كاسبان اينجا تبديل شوند. يكى از شاخصهاى اين مطلب شايد اين باشد كه در اينجا بسيارى از كاسبها با اينكه هيچ ريشه مشترك زبانى با ما ندارند، فارسى را خوب ياد گرفتهاند و از آن مهمتر اينكه حتى بعضى دستفروشهاى اينجا فقط به زبان فارسى جار مىزنند!
به هتل «شرفه» در شمال غرب مسجدالنبى يكى از محلهاى اسكان ايرانيان مىروم و با زائران وارد گفتگو مىشوم. زائرى ساكن تهران، يكى از طرفهاى اين گفت و گوست. او كه دست اندركار واردات برخى كالاها به كشور است، مىگويد:
بسيارى از كالاها در عربستان، گرانتر يا بى كيفيتتر از كالاهاى موجود در ايران است. به علاوه، كالاهاى اينجا پس از برگشتن به ايران، قابل پس دادن يا تعويض نيست در حالى كه در ايران مىشود كالاهاى گارانتى دار خريد و مطمئنتر بود.
به گفتۀ وى، در سالهاى اخير تنوع و كيفيت كالاهاى مصرفى در كشورمان آنقدر زياد شده كه نيازى به خريدهاى اينچنينى از خارج كشور نيست. خانمى كه از مشهد آمده