594يكى از آقايان علما، به نام بحرالعلوم به ملاقات حضرت آيةالله آمده، اظهار نمودند كه دو نفر از شيعيان، كه يكى از آنها از اهالى كويت است و هر دو مورد اطمينان ايشاناند، شهادت به رؤيت هلال در شب جمعه 31 مرداد دادهاند. آقاى شمس قناتآبادى هم شهادت دادند كه شب جمعۀ مزبور، در موقعى كه از شميران به تهران مىآمدند، بدون هيچ زحمتى ماه را ديدهاند. آقاى عباس ناجى، داماد آيةالله هم كه در آن شب همراه آقاى قناتآبادى بود، اين شهادت را تأييد نمود و از مجموع اين شهادات نزد حضرت آيةالله رؤيت هلال ذىحجه در شب جمعه 31 مرداد ثابت گرديد و اختلاف دو روز به يك روز مبدّل شد و چون با اختلاف افق، اختلاف يك روز امر عادى است، رؤيت هلال در حجاز در شب پنجشنبه، سىام مرداد، جزو امور محتمله درآمد و چون علم به خلاف آن نداشتند؛ يعنى نمىتوانستند قطع داشته باشند كه ادعاى رؤيت اهالى اينجا برخلاف حقيقت است، مطابق موازين فقهى حكم به متابعت دادند، به خصوص كه بعضى از اجلۀ فقهاى شيعه حتى با علم به خلاف هم، امر به متابعت از جماعت كردهاند.
اين بود كه اكثر حجّاج ايرانى، مطابق دستور حضرت آيةالله و عدهاى از حضرات علما كه به حجّ مشرف شده بودند، روز جمعه [ را] نهم ذى حجه گرفته، با سايرين در عرفات وقوف نمودند. ولى باز عدهاى عمل به احتياط نموده، شب بعد به مشعر رفتند و مأموران شهربانى آنها را مجبور به مراجعت نموده، به آنها توهين كردند.
... مجلۀ المصوّر، از انتشارات «دارالهلال» مصر در اين باب شرحى اغراقآميز نوشته است كه بعضى قسمتهاى آن كاملاً مخالف با حقيقت است (قطعه روزنامه و ترجمۀ آن براى مزيد استحضار به ضميمه تقديم مىگردد).
به طورىكه عرض شد، تقاضاى حضرت آيةالله كه صورت محرمانگى كامل داشت و معلوم نيست به چه علّتى مأمورين محلّى خبر آن را - ولو اينكه مجله جريان را مطابق با واقع ننوشته است - به مجلۀ مزبور دادهاند؟!
اجازۀ وقوف جداگانه براى ايرانيان نبود، پاسخ امير هم مطابق شرحى بود كه به عرض رسيد و اظهاراتى كه مجله به امير نسبت داده است، داير بر اينكه: «دولت سعودى به هيچ وجه اجازه نمىدهد يكى از مسلمانان بدين كشور بيايد و قانونى غير