5816 . اين اختلاف در سال 1297 نيز به وقوع پيوست. گزارش شده است:
شب جمعه هشتم ذىحجه در ميان حضرات اهل تسنّن شهرت يافته كه امشب عرفه است، همه بحمدالله كوچيدند، رفتند به منا 1.
اين امر سبب خوشحالى زائران ايرانى شد، چون آن شب را به خلوتى در مسجدالحرام گذراندند و «به كام دل حجر را بوسيدند» 2.
حسام السلطنه نيز به همين مناسبت در همان سال مىنويسد:
سه شنبه پنجم... جناب شيخ الحرمين شريف عبدالمطلب با والى پاشا آمدند... به صحبت مشغول شديم و در خصوص رؤيت هلال و غرّۀ ماه سخن به ميان آورديم...
از جوابهاى جناب شريف معلوم شد در غرّه بودن روز پنج شنبه احتجاجى جز لجاج ندارند. ما هم چون حال او را چنين ديديم، چندان وقعى نگذاشتيم... .
چهارشنبه ششم... به ديدن حاجى ميرزا حبيب الله مجتهد رشتى... رفتم... در باب رؤيت هلال و غرّۀ ماه نيز با ايشان صحبت داشتيم. بر جناب معزىّ اليه نيز ثابت نشده بود كه در چهارشنبه هلال ديده شده، حتى حجاج ايرانى و شامى و مصرى نيز كه از راه بحر و جبل آمده بودند در روز چهارشنبه هلال را نديده بودند.
پنج شنبه هفتم... عبدالرحمن، امير حاج جبل نيز به ديدن آمد... از او هم در باب رؤيت هلال سؤال كرديم. جواب داد: هر قدر در بين راه استهلال كرديم در روز چهارشنبه گذشته هلال ديده نشد؛ چون امروز به حساب سنّيها روز هشتم ماه و روز ترويه است و بايد امروز به جانب منى و عرفات حركت نمايند، و به حساب اهل تشيّع روز هفتم است نه روز ترويه و بايست فردا از شهر مكه حركت نمايند، لهذا به حاجى محمّد مخرّج قدغن كردم به حملهداران ايرانى بسپارد امروز حركت نكرده، فردا مستعدّ حركت باشند... .
اكثر اهل تشيّع نيز متابعت ما را نموده، خارج نشدند.محمد خان قونسول به حرف حمله داران احتياطى از اين مخالفت داشت كه بعضى مفاسد واقع خواهد شد...
ملاحظۀ اين احتياط را نكرده در شهر مانديم... جمعه هشتم چون روز ترويه و روز