577من در سال 1099 قصد حج داشتم. به اصفهان آمدم و شبى از شبهاى ماه رمضان در مجلسى بودم كه عالم فاضل مولى ميرزا شيروانى در آن حضور داشت. از من پرسيد:
امسال قصد حج دارى؟ گفتم: آرى. گفت: ترسم آن است كه در اين سال مشكل حج اكبر به وجود آيد؛ زيرا در تقويم، عيد قربان به اولين روز هفته افتاده است، گروهى از شاگردان و نزديكان من قصد حج داشتند كه آنها را منصرف كردم. گفتم: نمىتوانم به تأخير بيندازم. گفت: دعاگوى شما هستم. من به حج رفتم و آن سال حج اكبر شد، اما اختلافى در رؤيت هلال پيش نيامد. مولى ميرزا در آن محفل گفت: اگر چنين وضعى پيش آمد، مىتوان با عمرۀ مفرده از احرام خارج شد. شخصى گفت: علامۀ مجلسى حكم كرده است كه با قربانى مىتوان مُحِل شد. مولى ميرزا گفت: اين فتوا خطاست.
گفتم: اين فتوا درست است؛ زيرا... پس از آن استاد ساكت شد.
من شنيدم كه علماى اصفهان، قم و شيراز حاجيان را [ كه با قربانى، يا عمرۀ مفرده مُحِل نشده بودند و به وطن بازگشته بودند] از ورود به منازل خود مانع شدند تا مبادا مرتكب حرام و امور زناشويى شوند. علما از آنان مىخواستند تا در مساجد و رباطها سكنى گزينند تا در حج سال بعد، شركت كنند و مُحِل شوند. 1
بارى، چون در صورت اختلاف در ثبوت هلال و روز عرفه و عيد، شيعيان معمولاً نمىتوانستهاند در وقت شرعى طبق تشخيص خود وقوف كنند مشكلاتى گاه عظيم براى آنان پيش مىآمده است. اكنون به مواردى از اين اختلاف اشاره مىكنم:
1 . عبدالحىّ رضوى در كتاب پيشگفته مىنويسد:
در طول عمر ما، فراوان اين مشكل پيش آمده و شده است كه قاضى مكّه، با شهادت يك حاجى مغربى، حكم به ثبوت رؤيت هلال مىكند و دشوارى از اينجا آغاز مىشود كه به شيعه اجازه نمىدهند به موقع در عرفات وقوف كند. يك بار سيّد فاضلى به حج رفت و شاهد بود كه هيچ كس به رؤيت هلال شهادت نداده است، چون محرم شده بود تا سال آينده در مكّه مجاور ماند و پس از گزاردن حج به شهرش بازگشت.