408دوباره به محوطه باز و مشجر ساختمان مىآييم. 2 خواهر پشت يك ميز در حال صحبت هستند. از آنها اجازه مىگيريم و گفتگو را آغاز مىكنيم. خواهر بزرگتر فارغ التحصيل روانشناسى و متأهل است و ديگرى دانشجوى كامپيوتر و مجرد. 8 سال است مقيم لندن هستند و به سفارش مادرشان كه قبلاً همراه همين كاروان به مكه آمده راهى سفر حج شدهاند.
خواهر بزرگتر از عرفات خاطره خوبى دارد:
شبى كه در آنجا بوديم فراموش نشدنى بود. يك چادر ساده و تاريك و روى شن.
اين اتفاق تكرار شدنى نيست. در مدينه فقط دلم براى ائمه بقيع سوخت. براى خانمهايى كه پايين پلهها گريه مىگردند هم همين طور. از گريه آنها من هم گريهام مىگرفت.
خواهر كوچكتر كمى از ازدحام جمعيت در جمرات ترسيده بود:
فشار جمعيت به حدى بود كه يك لحظه احساس كردم دارم خفه مىشوم. در شبها و روزهاى وقوف در عرفات و مشعر و منى بعضى از زائران غير ايرانى بهداشت را رعايت نمىكردند كه اين مسأله كمى مرا اذيت كرد. در غير اين صورت همه چيز اين سفر خاطرهانگيز و خوب بود.
صحبت با اعضاى كاروان كه تمام شد، سراغ حسين كماليان مدير كاروان رفتيم.
مديريت كاروان تا فرودگاه جده با مصلايى و اداره امور در عربستان بر عهده كماليان بود.
كماليان گفت:
12 سال است كه كاروان به اين صورت اداره مىشود و هر سال تعدادى از ايرانيان خارج از كشور و حتى شيعيان خارجى در قالب اين كاروان به سفر حج مىآيند.
مسافران امسال 115 نفر از اتباع ايرانى يا خارجى كشورهاى انگليس، فرانسه، تركمنستان، قرقيزستان، سوريه و حتى عربستاناند. سال قبل از آلمان و هلند و دانمارك و ژاپن درخواست داشتهايم.
كماليان بزرگترين مشكل اين كاروان را بحث مؤسسه مطوفى مىداند كه وظيفه سرويس دهى به حجاج در عربستان را بر عهده دارد:
بيشتر اعضاى كاروان ايرانيانى هستند كه گذرنامه خارجى دارند و براى خارج كردن