201گفتنى است كه ابوالفتوح نِعمت (به كسر) و مشتقات آن را - در موارد بسيارى كه مراجعه شد - به همان «نِعمت» ترجمه كرده است و نه «ناز».
اين دو آيه حتّى در برخى از تفاسير هم درست ترجمه و تفسير نشده است.
نتيجه و خلاصۀ سخن اينكه در تلبيه نِعمت به كسر نون قطعاً صحيح، و به فتح نون قطعاً خطاست و احتياط در آن معنى ندارد.
بيفزايم شهيد اول و شهيد ثانى هر دو در مناسك خود فرمودهاند كه «إنّ الحمد» و «أنّ الحمد» به فتح و كسر همزۀ إنّ صحيح است و مرحوم آية الله سيد احمد خوانسارى براى رعايت اين نكته احتياط واجب فرمودهاند: تلبيه به چهار شكل خوانده شود: 1. إنّ الحمد... .
2. أنّ الحمد... . 3. ... والملكَ لك به فتح كاف 4. ...والملكُ لك، به ضم كاف. 1 يكى از اساتيد به ايشان گفته بود براى رعايت احتياط، نيازى به چهار بار خواندن نيست؛ بلكه وقف كردن بر كلمه «ملك» صحيح است و شامل صورت فتح و ضم آن مىشود و مرحوم خوانسارى پذيرفتند. بنابراين با همان دو بار خواندن: إنّ و أنّ، احتياط رعايت شده است.
اشتباه ديگر برخى از روحانيان كاروانها، به هنگام تلقينِ تلبيه به زائران در حالى كه آنان غرق توجه به خداوند و در حالِ خود بودند، اينكه پس از جملۀ «لا شريك لك» ناگهان مىگفتند: «مقلّدان فلان مرجع - نام يكى از مراجع معظّم تقليد را مىآورد - نگويند، ولى مقلّدان ساير مراجع بگويند: «لبيك»! و در زائران پچ پچ مىافتاد كه چى شد؟ چى بگيم؟ چى نگيم؟ و... مقصودش اين بود كه مقلّدان آن مرجع بزرگوار، «لبّيك» آخر يعنى لبّيك پنجم را نگويند. در حالى كه بر فرض كه «لبَّيك» پنجم نه وجوب داشته باشد نه استحباب، گفتن آن ضررى به احرام و تلبيه ندارد؛ چه در اين فرض، پيش از گفتن «لبّيكِ» آخر، زائر شرعاً محرم شده است، و پس از تحقّق احرام، گفتنِ «لَبَّيْك» تا ديدنِ خانههاى مكّه مستحب است. از سوى ديگر، قصدِ وجه لازم نيست و كسانى كه هنگام محرم شدن تلبيه مىگويند، نه قصد وجوب مىكنند، نه استحباب؛ بلكه مجموع تلبيه را كه بخشى از آن قطعاً واجب و برخى مستحب - يا مطابق احتياط وجوبى - است، بر زبان مىآورند، و هيچ كس