199فتح) مذموم است و منسوب به غير خداى سبحان.
تدبّر در واژههاى ذيل در آيات بسيار و مقايسۀ آنها با دو آيه بالا، اين حقيقت را به خوبى آشكار مىكند:
- «نِعمة الله»، در آيات بسيار. - «أنعمتَ»، خطاب به خداوند متعال.
- «نِعمةِ من الله»، در چند آيه. - «أنعمتُ».
- «وما بكم من نعمةٍ فمن الله» (نحل، آيۀ 53)
- «أنعم الله». - «نِعمة ربّى».
- «نعمتك»، خطاب به خداوند متعال.
- «نِعمة ربكم». - «نعمتى».
- «نِعمةً منّا». - «نعمته».
- «نِعمة منه». - «نِعمهُ».
ولى در دو آيۀ بالا، يك مورد «مكذّبين» أُولى النَعمة دانسته شدهاند و يك مورد هم در مقام مذمّت كسانى است كه داراى «نَعمة» بودهاند.
صاحب كشاف هم ذيل هر دو آيه (ج 4، ص 276، 640) گفته است: «النَعمة، بالفتح:
التنعم، و بالكسر: الإنعام» و ذيل آيۀ دوم افزوده است: «و هم صناديد قريش وكانوا أهل تنعّم وترفّه». در فرهنگها هم براى اين دو واژه دو معناى متفاوت ذكر شده است؛ مثلاً در المعجم الوسيط آمده است:
النَعمة: الرَفاهة وطيب العيش... .
النِعمة: ما أُنْعِمَ به مِنْ رِزقٍ ومالٍ وغيره. 1
نيز ابن اثير گويد: «النَعمة بالفتح، وهي المسرّة والفرح والترفّه» 2. همچنين در المعجم الذهبى (ص 404) «نِعمة» به بركت و نعمت خداداد، و «نَعمة» به «راحتى، آسايش» و در تفسير كشف الأسرار (ج 9، ص 93) به «تن آسايى» و در فرهنگنامۀ قرآنى به «فراخى،