180در پايان حجة الاسلام زمانى گفت: شايد بتوان در جمعبندى چنين گفت:
1. به جاى عدد 500 حديث، مىشود تعداد كل احاديثى كه فقهاى اهل سنت از آنها استنباط حكم فقهى كردهاند گرچه محض فقهى نبوده و مشتمل بر عقايد و اخلاق و تاريخ هم باشد محاسبه كرد و حاصل آن محاسبه را در مقدمه اين كتاب نوشت.
2. احاديث فقهى اهل سنت گرچه ممكن است بيشتر از اين تعداد باشد اما كمتر از احاديث فقهى شيعه است؛ زيرا احاديث فقهى ائمه اهل البيت عليهم السلام به مجموعه احاديث نبوى افزوده، و منبع عظيم استنباط شده و فقهاى شيعه كمتر به منابع ديگر نياز پيدا مىكنند، اما فقهاى اهل سنت احتياجشان بيشتر است.
3. گرچه ممكن است مقدارى نزاع لفظى باشد؛ زيرا فقه شيعه هم از عقل و قياس استفاده مىكند، اما حكم قطعى عقل و قياس قطعى مقطوع العلة، ولى فقه اهل سنت از قياس ظنى و ديگر ادله ظنيه عقليه استفاده مىكند كه فقه شيعه آن را قبول ندارد و اين نياز ناشى از همان عدم استفاده از احاديث اهل البيت عليهم السلام است.
4. پيشنهاد مىكنم كه فقهاى سنى و شيعه از احاديث فقهى جوامع فقهى يكديگر بيشتر استفاده كنند.
آقاى عوّام گفت:
من قبول دارم كه فقه اهل سنّت توسّع بيشترى در بهرهگيرى از منابعى غير از نصّ كتاب و حديث دارد و بالطبع اهل بيت را ما والاتر از ديگران مىدانيم و اين پيشنهاد كه از احاديث يكديگر بيشتر استفاده كنيم خوب و مفيد است.
آقاى نور مفيدى در پايان گفت:
امروز جهان اسلام با سئوالات فراوانى از ناحيه جوامع بشرى مواجه است و شايسته است كه فقهاى مذاهب اسلامى با تعامل مثبت علمى با يكديگر و همكارى بتوانند جوابهاى درستى به نياز بشر بدهند.
گفتنى است كه طرح چند موضوع اختلافى بين فقه شيعه و اهل سنت و اشاره به برخى امتيازات فقهى و حديثى اماميه و نقصهاى فقه اهل سنت باز كنندۀ افق جديدى براى مخاطب است كه مىتواند در جهتگيرى آينده وى اثر داشته باشد. نيز استمرار تعامل علمى و همكارى و ارتباط بين مراكز علمى ايران و عربستان ضرورتى است كه بركات زيادى در