179كند. ايشان پس از احوالپرسى و تعارفات گفت:
در مقدمه اين كتاب دو اشكال مشاهده كردم كه خوب است توضيح دهيد. اول آنكه نوشتهاند: «افتخار فقه شيعه آن است كه 50000 حديث فقهى دارد، اما فقه اهل سنت فقط 500 حديث فقهى دارد». سند شما براى اين آمار چيست؟ آيا مىدانيد فقهاى اهل سنت هزاران حديث فقهى را در كتب روائى و فقهى خويش مورد استفاده براى استنباط احكام قرار دادهاند؟
يكى از حاضران پاسخ داد: «ما كتب شما را تتبع كرديم و اصلاً به 500 حديث نمىرسد و به اين يقين داريم». آقاى عوّام پرسيد:
آيا كتاب بلوغ المرام را ديدهايد و مىدانيد چند هزار حديث فقهى را جمع آورى كرده است؟ آيا نيل الاوطار شوكانى را ديدهايد كه مشتمل بر چندين هزار حديث فقهى است؟
- مقصود ما فقط احاديث صحيحهاى بوده كه فقط فقهى محض باشد، بسيارى از اين احاديث كه شما مىشمريد ممكن است عقيدتى، تاريخى يا اخلاقى باشد و بسيارى ديگر هم غير صحيح. آيا همۀ اين چند هزار حديث را شما صحيح مىدانيد؟
در اينجا آقاى عوّام به پسرش دستور داد جلد اول يكى از كتب حديثى فقهى را آوردند تا علماى ايرانى حاضر در اين ديدار به عنوان نمونه ملاحظه كنند. يكى از حاضران به يكى دو حديث از آن كتاب كه حكايت فعل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بود اشاره كرد كه اينها تاريخى است نه فقهى، و عوّام پاسخ داد كه تاريخى كه بيانگر فعل پيامبر باشد مصداقى از سنّت و حديث فقهى است. وى افزود:
عبارت اين كتاب شما داراى اين اتهام به اهل سنت است كه شايسته است با توجه به كتب احاديث فقهى موجود اهل سنت اصلاح شود و مطابق واقع گردد.
يكى از علماى ايرانى در پاسخ گفت:
به هرحال شما اهل سنت چون اولاً احاديث كمترى از شيعه داريد و ثانياً با توجه به دورۀ منع تدوين حديث دچار قطع سند احاديث هستيد ناچار شديد كه به منابع قياس و استحسان و مصالح مرسله روى آوريد ولى ما در فقه شيعه همه مسائل را از احاديثمان استخراج مىكنيم.