157برادرانى هوشيار، عاشق، صبور و متين و مؤدّب مىكوشند تا بهترين بهرهبردارى از اين مراسم انجام گيرد.
سالهاى قبل نيز چنين بود. اين بود كه حجّاج ما مشتاقانه چشم به راه آن شب جمعه بودند و اگر برنامۀ سفر چنان بود كه فيض دعاى كميل مدينه را درك نمىكردند، كلّى غصه و اندوه داشتند.
بعضيها طبق زمان بندى پروازها، اين روزها يكراست به مكّه مىروند. دعاى كميل آنان در نوبت دوم حضور حجاج در مدينه برگزار مىشود. اصطلاحِ «مدينۀ قبل» و «مدينۀ بعد» جا افتاده است. هر كدام هم مزايايى دارد. نمىتوان به طور كلّى يكى را ترجيح داد.
همين شور و حال برگزارى مراسم دعا، يك بار ديگر، پس از اعمال حج كه نيمى از زائران به مدينه مىآيند، تكرار مىشود. كار آنان، با رواياتى كه مىفرمايد: اعمال حج را كه انجام داديد، به زيارت ما بياييد و حج را با ديدار ما كامل كنيد، يا احاديثى كه تأكيد دارد بر «لقاى امام» و عرضه كردن نصرت و يارى بر ولىّ و حجّت خدا، سازگارتر است. اين نوعى ديگر از جنبۀ سياسى و ولايى حج است و حاجى بايد ولايت و همبستگى خويش را با رهبرى الهى، اعلام كند و نشان دهد.
دسته دسته ايرانيان از هر سو به جوار حرم پيامبر و كنار بقيع آمدند. باز هم بقيع پذيراى دلهاى مشتاق و اشكهاى گرم نجواگران دلسوخته شد. مدينه، راوى غمهاى بزرگ و اندوههاى ديرين است. هرگاه گوش درد آشنا بيابد، با زبان بى زبانى، قصۀ رنج و غربت سر مىدهد. اين شب جمعه نيز يكى از آن فرصتها بود.
مدينه، بار غم بر زمين نهاد، خسته از مظلوميّت ديرين. زائران ايرانى، دوش به زير اين غم سنگين دادند و گوش به اين روايت غم آجين دردها سپردند، مشتاق شنيدن اين رنجنامۀ بلند ، در كنار قبر حضرت رسول صلى الله عليه و آله .
جذبۀ «دعاى كميل» همچون كهربايى هزاران زائر را از زن و مرد و پير و جوان و عالم و عامى، به سوى بقيع كشيد. خيابان بقيع و بخشى از اطراف آن، سرشار از دلهايى بود كه به عشق محمد و آل او، و به شوق گوش سپردن و زمزمه كردن با مناجات عاشقانۀ