155مرحوم سيد محمد طباطبايى (فرزند مرحوم آية الله سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى) كه در سنين چهل و اندى سالگى از دنيا رفت، در سال 1331 ق به مدينه آمد.
آيا در همين سال سفرنامهاى راجع به حج نوشت؟ گفتند: اين سفر در زمان شريف مكه بوده و شيعيان و يا اشراف و سادات در آن زمان عزادارى مىكردند و دستههاى عزا به راه مىانداختند و به طرف بقيع مىرفتند كه چشم اندازها و دورنماهايى از اين دستهها به خاطرم مىآيد. البته خاطرنشان مىشود كه شريف مكه رسماً و علناً اظهار تشيع مىكرد. و شُرَفا يا اشراف و سادات مدينه هرچند هم اكنون تشكلى ندارند، ليكن انساب خود را حفظ مىكنند و براى آنها مضبوط است، و شخصى به نام سيد منصور ناظر و مراقب موقوفات آنهاست.
در مدينه براى شيعيان، مركزى به نام و عنوان «مسجد» وجود ندارد؛ چون اگر به نام و عنوان «مسجد» مركزى در اين ديار داير كنند دولت و حكومت رسماً روى آن دست مىگذارد و آن را زير نظر خود مىگيرد و اختيارات شيعيان از محيط و فضاى آن رخت برمىبندد. لذا مراكزى كه عملاً «مسجد» است، «مجلس» يا «حسينيه» ناميده مىشود.
در اثناى گفتگوى ما با آقاى عَمْرى دو تن از شيعيان محلۀ «مهد» واقع در آبادى «سلاقيه» - كه با مدينه حدود 120 كيلومتر فاصله دارد - نزد ايشان آمدند، و يكى از آنها دربارۀ حج سؤالى كرد و پاسخ لازم را دريافت كرد. پس از رفتن آنها آقاى عَمْرى دربارۀ «مهد» توضيحاتى داد كه در اين محله كوهى از [ معدن] طلا وجود دارد كه سابقاً دولت بريتانيا از آن بهرهبردارى مىكرد، و اكنون تحت تصرف و نظارت دولت سعودى قرار دارد. و اهالى سلاقيه كه محلۀ مهد در آنجا واقع است، همگى از شيعيانند و چون اين نقطه گرفتار كمبود آب است، گروهى از شيعيان از آن مهاجرت كردند، وشمار سكنۀ آن فعلا اندك است.
در خاتمه يادآور مىشويم آقاى عمرى تنها فرزند پدرشان بوده و خواهر و برادرى ندارد.
روزها نماز ظهر و عصر را به صورت جمع، در زيرزمين ساختمان برافراشتهاى - دقيقاً همانند شيعيان - در محلهاى بسته نزديك به حرم نبوى صلى الله عليه و آله برگزار مىكند و نماز مغرب و عشا را در مسجد يا مجلسى واقع در نخلستانى در مسير خيابان «العوالى» به جماعت اقامه مىنمايد.