132ترديد و تزلزل نتيجه كفر، شرك و ولايت شيطان است. اگر كسى مرده بود و خداوند او را زنده كرد خداوند به او نورى داده است كه با آن حق را از باطل تمييز مىدهد (انعام : 122). كافر نصيبى از اين حيات و نور ندارد لذا در درياى ظلمتها و تاريكىها دست و پا مىزند و طبعاً حياتى آرام و زيستنى همراه با اطمينان و خيالى آسوده نخواهد داشت. 1
شرط نزول سكينه و آرامش ايمان است كه اهليت و قابليت مىخواهد، سكينه بدون طهارت به دست نمىآيد. اگر خدا بخواهد قلبى را آرام كند و سكينه را به آن وارد نمايد بايد آن قلب پاك و باصفا باشد؛ قلب مكدر و ناپاك محل نزول سكينه نيست، لذا نخست بايد از مخالفت خدا دست كشيد، تائب شد تا جان انسان قابليت نزول سكينه بيابد.
از سوى ديگر اگر حالت سكونت و اطمينان به قلب وارد شد، آثارى در پى خواهد داشت. يكى اينكه ايمان انسان افزايش پيدا مىكند (فتح : 4)، ديگر اينكه خداوند جنودى از ملائكه را به يارى انسان مىفرستد (توبه : 40)، و سوم اينكه نزول سكينه باعث تكفير گناهان مىگردد (فتح : 5). همچنين سكينه مىتواند براى انسان فتح و پيروزى به ارمغان بياورد (فتح : 18).
از مجموع شش آيهاى كه در قرآن دربارۀ سكينه مطرح شده است جايگاه و اهميت، آثار و بركات و علل و عوامل آن به دست مىآيد. سكينه يك حالت نفسانىاست كه اگر در قلبى وارد شود و در آن استقرار يابد، آرامش و اطمينان ثمرة آن است، وقار، ثبات، استحكام و مهابت نتيجة اين حالت ارزشمند است. سكينه با خود رحمت مىآورد. سكينه همراه ميزانى از عصمت است، سكينه شخص مؤمن را مؤمنتر مىكند، سكينه فراخوانى براى ملائكه است تا به يارى انسان مؤمن بيايند و سكينه جانهاى آشفته را آرام و رام مىكند. تمامى حالات و ويژگىهاى مزبور براى ورود به سرزمين وحى لازم است.