131«كسى كه همراه با سكينه وارد مكه شود، خداوند گناهان او را خواهد بخشيد.»
از آنجا كه نسبت به سكينه تأكيد شده است بايد در رابطه با آن درنگ نمود. سكينه از سكون در مقابل حركت است. اگر در مورد قلب به كار رود، به معناى استقرار انسان است. نفسى كه ثبات دارد و در حالت اطمينان به سر مىبرد و باطنش همراه با اضطراب نيست، نفسى است كه داراى سكينه است. از اين رو سكونت نفس به دنبال خود عزيمت، استحكام و قاطعيت در تصميم و اراده را مىآورد. 1
يكى از نعمتهاى خدا به مؤمنين اين است كه در قلب آنان سكينه قرار مىدهد، در واقع جان آنان محل استقرار و سكونت و آرامش مىشود.
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدٰادُوا إِيمٰاناً مَعَ إِيمٰانِهِمْ وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ . 2
«اوست كه بر دلهاى مؤمنان آرامش فرستاد تا بر ايمانشان پيوسته بيفزايد و از آنِ خداست لشكرهاى آسمانها و زمين و خدا دانا و حكيم است.»
مراد از «انزال سكينه» ايجاد آن است يعنى قلب مؤمنين در شرايطى آرام نيست.
خداوند براساس مصالح خويش دلهاى مؤمنان را محل استقرار طمأنينه و ثبات قرار مىدهد. انسان به حكم فطرت اعمال و افعالى انجام مىدهد؛ اعمال فطرى از آنجا كه از منشأ فطرت الهى سرچشمه مىگيرند در سعادت و سرنوشت انسان تأثير گذارند.
رفتارهاى فطرى خالى از اضطراب و تزلزل است. اما اگر انسان از فطرت خدايى خود فاصله گيرد و به زمين بچسبد و از هواهاى نفسانى تبعيت كند وارد تخيلات و اوهام مىشود و در اين صورت به ترديدها، اضطرابها و تشويشها گرفتار مىشود. لذا ايمان كه امرى فطرى است براى انسان آرامش و سكونت به ارمغان مىآورد و اضطراب،