513هان اى مردم! نزديك است من دعوت حق را لبيك بگويم و از ميان شما بروم. من مسئولم و شما نيز مسئوليد، دربارۀ من چه فكر مىكنيد؟! در اين موقع صداى جمعيت به تصديق بلند شد و گفتند: ما گواهى مىدهيم كه: تو رسالت خود را انجام دادى، و كوشش نمودى، خدا تو را پاداش نيك دهد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا گواهى مىدهيد كه معبود جهان يكى است، و محمد بندۀ خدا و پيامبر او مىباشد؛ و بهشت و دوزخ جاويدان در سراى ديگر جاى ترديد نيست؟ همگى گفتند: صحيح است و گواهى مىدهيم.
سپس فرمود: مردم من دو چيز نفيس و گرانمايه در ميان شما مىگذارم ببينيم چگونه با دو يادگار من رفتار مىنماييد؟! در اين وقت يك نفر برخاست و با صداى بلند گفت: منظور از اين دو چيز نفيس چيست؟! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: يكى كتاب خدا كه يك طرف آن در دست خدا، و طرف ديگر آن در دست شما است، و ديگرى عترت و اهل بيت من. خداوند به من خبر داده كه اين دو يادگار، هرگز از هم جدا نخواهند شد.
هان اى مردم! بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد، و در عمل به هر دو، كوتاهى نورزيد كه هلاك مىشويد.
در اين لحظه دست على عليه السلام را گرفت و آنقدر بلند كرد كه سفيدى زير بغل هر دو براى مردم نمايان گشت، و او را به همۀ مردم معرفى نمود. سپس فرمود: سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنها كيست؟ همگى گفتند: خدا و پيامبر او داناترند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خدا مولاى من، و من مولاى مؤمنان هستم، و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم.
هان اى مردم!
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهٰذا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ 1 اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ احِبُّ مَن احِبَّهُ و ابغِضُ مَن أَبغَضَهُ و انصُر مَن نَصَرهُ و اخذُل مَن خَذَلَهُ و ادِرِ الحَقَّ مَعَهُ حَيثُ دارَ»؛
«هركس را من مولايم، على مولاى اوست. خداوندا! كسانى كه على را دوست دارند، آنان را دوست بدار؛ و كسانى كه او را دشمن