512ترك گويد. فرمان حركت صادر گرديد. هنگامى كه كاروان به سرزمين «رابغ» 1 كه در سه ميلى «جحفه» 2 قرار دارد، رسيد؛ امين وحى در نقطهاى به نام «غدير خم» فرود آمد، و او را با آيۀ زير مورد خطاب قرار داد كه: بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمٰا بَلَّغْتَ رِسٰالَتَهُ... 3 آنچه كه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن. و اگر ابلاغ نكنى رسالت خود را تكميل نكردهاى، خداوند تو را از شر مردم حفظ مىكند.
لحن آيه حاكى است كه خداوند انجام امر خطيرى را به عهدۀ پيامبر صلى الله عليه و آله گذارده است. چه امر خطيرى بالاتر از اين كه در برابر ديدگان صد هزار نفر، على عليه السلام را به مقام خلافت و وصايت و جانشينى نصب كند. از اين نظر، دستور توقف صادر شد. كسانى كه جلو كاروان بودند، از حركت بازايستادند، و آنها كه دنبال كاروان بودند، به آنها پيوستند. وقت ظهر هوا به شدت گرم بود. مردم قسمتى از رداى خود را بر سر، و قسمتى را زير پا مىافكندند.
براى پيامبر سايبانى، به وسيلۀ چادرى كه روى درخت افكنده بودند، درست كردند و پيامبر صلى الله عليه و آله نماز ظهر را با جماعت خواند. سپس در حالى كه جمعيت گرد او حلقه زده بودند، بر روى نقطۀ بلندى كه از جهاز شتر ترتيب داده بودند، قرار گرفت و با صداى بلند و رسا خطبهاى به شرح زير خواند:
خطبۀ پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير خم
حمد و ثنا مخصوص خدا است. از او يارى مىطلبيم و به او ايمان داريم و بر او توكل مىكنيم. از بدىهاى خود و اعمال ناشايست خود به او پناه مىبريم. خدايى كه جز او هادى و راهنمايى نيست. هركس را كه هدايت نمود، گمراه كنندهاى براى او نخواهد بود. گواهى مىدهم كه جز او معبودى نيست، و محمد بنده و پيامبر او است.