439به اين صورت بيان كرد:
«ابو سفيان مىتواند به مردم اطمينان دهد كه هركس به محيط مسجد الحرام پناهنده شود، و يا سلاح به زمين بگذارد و بىطرفى خود را اعلام كند، و يا درِ خانهاش را ببندد، و يا به خانۀ ابى سفيان پناه ببرد، (و بنا به نقلى: يا به خانۀ حكيم بن حزام برود)، از تعرض ارتش اسلام محفوظ خواهد ماند». 1
مكه بدون خونريزى تسليم مىشود
اردوى با شكوه اسلام تا چند كيلومترى «مكه» پيشروى كرده بود. پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم داشت كه شهر را بدون مقاومت و خونريزى فتح كند؛ و دشمن بدون قيد و شرط تسليم گردد.
از عواملى كه به تحقق اين هدف - علاوه بر مسألۀ «استتار» و «اصل غافلگيرى»كمك شايانى نمود؛ اين بود كه عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان خيرخواهى براى قريش به سوى مكه رفت، و ابو سفيان را به اردوگاه اسلام آورد، و سران قريش بدون ابو سفيان نمىتوانستند، تصميم قاطعى بگيرند.
هنگامى كه او در برابر عظمت بىسابقۀ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، سر تسليم فرود آورد و ابراز ايمان نمود، پيامبر صلى الله عليه و آله خواست از وجود او براى ارعاب مشركان، حد أكثر استفاده را بنمايد. از اين نظر، دستور داد عباس، ابو سفيان را در تنگناى دره بازداشت كند تا واحدهاى ارتش نوبنياد اسلام، با تجهيزات و ساز و برگ خود، در برابر او رژه روند، و او در روز روشن از قدرت نظامى اسلام آگاه گردد، و پس از بازگشت به مكه، مردم را از قدرت ارتش اسلام بترساند، و آنها را از فكر مقاومت بازدارد.
برخى از واحدهاى ارتش اسلام به قرار زير بود:
1 - هنگ هزار نفرى از تيرۀ بنى سليم به فرماندهى «خالد بن وليد»، كه داراى دو پرچم بودند كه يكى در دست «عباس مرداس» و ديگرى در دست