355باشد. متن تورات يهود اين است كه: «هنگامى كه به قصد نبرد آهنگ شهرى نمودى، نخست آنها را به صلح دعوت نما؛ و اگر آنها از درِ جنگ وارد شدند، شهر را محاصره كن و همين كه بر شهر مسلط گشتى همۀ مردان را از دم تيغ بگذران ولى زنها و كودكان و حيوانات و هر چه در شهر موجود است؛ همه را براى خود به عنوان غنيمت بردار». 1 شايد سعد معاذ تصور مىكرد من كه قاضى انتخابى طرفين هستم، اگر متجاوزان را با قوانين مذهبى خود آنها مجازات نمايم، كارى جز عدالت و انصاف انجام ندادهام.
4 - ما تصور مىكنيم كه بزرگترين علت اين رأى، اين بود كه سعد معاذ با ديدگان خود مشاهده كرده بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بنا به درخواست خزرجيان، از تقصير طايفه بنى قينقاع گذشت، و فقط اكتفا كرد كه از محيط مدينه بيرون روند. اين گروه هنوز خاك اسلام را درست تخليه نكرده بودند، كه كعب اشرف، راه مكه را پيش گرفت و بر كشتگان «بدر» اشكهاى تمساحانه ريخت و از پاى ننشست تا قريش را براى جنگ مصمم ساخت. در نتيجه، جنگ احد پيش آمد و هفتاد تن از فرزندان اسلام در اين راه شربت شهادت نوشيدند.
و همچنين بنى النضير، مورد عفو و بخشودگى پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفتند، ولى در برابر آن، با تشكيل يك اتحاديۀ نظامى، جنگ احزاب را به وجود آوردند؛ كه اگر كاردانى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، و نقشۀ خندق نبود، در همان روزهاى نخست، تاروپود اسلام را به باد مىدادند، و بعدها نامى از اسلام باقى نمىماند و هزاران نفر كشته مىشدند.
سعد معاذ اين مراتب را از نظر خود مىگذراند. تجربههاى گذشته، اجازه نمىداد كه او تسليم عواطف گردد، و مصالح هزاران تن را فداى دوستى و مصالح يك اقليت نمايد. زيرا به طور مسلم؛ اين گروه در آينده اين بار با تشكيل يك اتحاديۀ وسيعتر، نيروهاى عرب را بر ضد اسلام شورانيده و با نقشههاى ديگر هستۀ مركزى اسلام را به خطر مىافكندند. روى اين جهت، موجوديت اين گروه