356را صددرصد به ضرر اجتماع مسلمانان تشخيص داد، و يقين داشت كه اگر اين دسته از تيررس مسلمانان بيرون روند، لحظهاى آرام نخواهند گرفت، و مسلمانان را با خطرات بزرگى روبرو خواهند ساخت.
شاهد دقت نظر و صحت تشخيص وى اين است: هنگامى كه آنها را براى اعدام مىبردند، اسرار دل را بيرون مىريختند. چشم حُيّى بن اخطب، آتشافروز جنگ، موقع اعدام به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتاد، و چنين گفت: «من از كينهتوزى با تو پشيمان نيستم، ولى هر كس خداوند را يارى نكند خوار مىگردد». 1 سپس رو به مردم كرد و گفت: از فرمان خداوند نگران مباشيد، ذلت و خوارى به بنى اسرائيل از ناحيۀ خداوند قطعى است.
از زنان، يك تن كشته شد، زيرا او با پرتاب سنگِ دستآس، مسلمانى را كشته بود، از ميان محكومان به اعدام، يك نفر با نام «زبير باطا» به وسيلۀ شفاعت مسلمانى به نام «ثابت بن قيس» بخشوده شد. زنان و فرزندان او نيز از بند اسارت بيرون آمدند و اموال او پس داده شد. چهار تن از بنى قريظه اسلام آوردند، و غنائم دشمن پس از اخراج يك پنجم كه به ادارۀ دارايى اسلام تعلق داشت؛ ميان مسلمانان تقسيم گرديد. سوارهنظام سه سهم، پيادهنظام يك سهم، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خمس غنائم را به زيد داد كه به نجد برود و با فروش آنها اسب و سلاح و ساز و برگ جنگ تهيه نمايد. بدين ترتيب، غائلۀ بنى قريظه، در نوزدهم ذى الحجۀ سال پنج هجرت پايان پذيرفت و آيههاى 26 - 27 سوره احزاب، در مورد «بنى قريظه» نازل گرديد 2 و سعد معاذ كه در جنگ «خندق» زخمى شده بود، پس از حادثۀ «بنى قريظه» با همان زخم به شهادت رسيد. 3
غزوۀ بنى المصطلق
بنى المصطلق، تيرهاى از قبيلۀ خزاعه هستند كه با قريش همجوار بودند. گزارشهايى به مدينه رسيد كه:
«حارث بن ابى ضرار»، رئيس قبيله، درصدد