302«احد» به خاك بسپارى، و بدان كه اين سه نفر در سراى ديگر پيش هم خواهند بود.
هند در حالى كه اشك از گوشۀ چشمانش مىريخت، از پيامبر صلى الله عليه و آله درخواست كرد كه از خداوند بخواهد كه او نيز پيش آنها باشد. 1
پيامبر صلى الله عليه و آله وارد خانۀ خود گرديد. ديدگان دختر عزيز او «فاطمه عليها السلام » به چهرۀ مجروح پدر افتاد، اشك از گوشۀ چشمهاى او سرازير شد. پيامبر صلى الله عليه و آله شمشير خود را به دختر خود «زهرا عليها السلام » داد تا آن را بشويد.
«اربلى»، مورخ شيعه در قرن هفتم مىنويسد: دختر پيامبر آب آورد. تا خونهاى چهرۀ پدر را شستشو دهد.
امير مؤمنان عليه السلام آب مىريخت و زهرا عليها السلام خونهاى اطراف را مىشست، ولى چون زخم صورت عميق بود، خون بند نيامد. ناچار قطعه حصيرى را سوزاندند و خاكستر آن را روى زخمها ريختند، و خون زخمهاى صورت بند آمد. 2
دشمن را بايد تعقيب كرد
شبى كه مسلمانان پس از حادثۀ «احد» در خانههاى خود آرميدند، بسيار شب حساسى بود. منافقان و يهوديان و پيروان عبد اللّٰه ابى، از اين پيشآمد سخت خوشحال بودند. از بيشتر خانهها صداى ناله و نوحۀ بازماندگان شهيدان به گوش مىرسيد. بالاتر از همه بيم آن مىرفت كه منافقان و يهوديان بر ضد اسلام و مسلمانان شورش كنند، و دستِ كم با ايجاد اختلاف و دودستگى، وحدت سياسى و وضع ثابت مركز اسلام را از بين ببرند.
ضرر اختلافات محلى به مراتب بالاتر از حملات دشمنان خارجى است. روى اين حسابها لازم بود پيامبر صلى الله عليه و آله دشمنان داخلى را بترساند، و به اصطلاح ضرب شستى به آنها نشان بدهد و به آنها بفهماند كه نيروى توحيد دچار بىنظمى و تزلزل نگرديده و هرگونه فعاليت و زمزمۀ مخالف، كه اساس اسلام را تهديد كند