303در نخستين مرحله با قدرت هر چه تمامتر كوبيده خواهد شد.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از طرف خداوند مأمور گرديد كه فرداى همان شب دشمن را تعقيب كند. پيامبر صلى الله عليه و آله شخصى را مأمور كرد كه در تمام نقاط شهر، اعلام كند: كسانى كه ديروز در احد بودهاند، فردا بايد براى تعقيب دشمن آماده شوند و كسانى كه در احد شركت نداشتهاند، حق ندارند در اين جهاد، با ما شركت ورزند. 1
البته اين محدوديت و بازدارى گروه شركت نكرده در اين امر مهم روى يك سلسله مصالحى بود كه براى مردان سياسى روشندل مخفى نيست.
اولاً: اين محدوديت يك نحو تعرضى بود به كسانى كه از شركت در احد امتناع ورزيده بودند، و در حقيقت سلب صلاحيت از اين دسته بود، كه شايستگى دفاع و شركت را ندارند.
ثانياً: گوشمالى بود نسبت به شركت كنندگان، زيرا چون بر اثر بىانضباطى آنان، اين ضربت متوجۀ اسلام شده بود؛ بايد خود آنها اين شكست را جبران و ترميم كنند تا بار ديگر دست به چنين بىنظمىها نزنند.
نداى منادى پيامبر صلى الله عليه و آله به گوش جوانى از قبيلۀ «بنى عبد الاشهل» رسيد، در حالى كه او با برادر خود با بدن مجروح در رختخواب افتاده بود. اين ندا، به طورى آنها را تكان داد كه با اين كه تنها يك اسبسوارى داشتند، و حركت كردن از جهاتى توأم با مشكلات بود، با اين حال، آنان به يكديگر گفتند: هرگز سزاوار نيست، پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى جهاد برود، و ما از او عقب بمانيم. اين دو برادر با اين كه مركب خود را با تناوب سوار مىشدند، خود را به سربازان اسلام رسانيدند. 2
حمراء الأسد 3
پيامبر صلى الله عليه و آله «ابن امّ مكتوم» را جانشين خود در مدينه قرار داد، و در