282رسول خدا صلى الله عليه و آله جواب مثبت نمىداد؛ استاد به من گفت: منظور از فلان و فلان، همان كسانى هستند كه پس از پيامبر مقام و منصب به دست آوردند، و راوى از ترسى كه از تصريح به نام آنها داشت، احترامى كه مىبايست به آنها قائل شود، صريحاً نخواسته اسم آنها را بياورد.
همچنين نامبرده در شرح خود نقل كرده كه عموم راويان اتفاق دارند، كه خليفۀ سوم از كسانى است كه در آن لحظۀ حساس، در ميدان پايدار و ثابت نبوده است.
شما در آينده، دربارۀ يكى از بانوان فداكار اسلام، به نام «نسيبه»، كه در ميدان احد از پيامبر صلى الله عليه و آله دفاع كرده است؛ جملهاى از پيامبر صلى الله عليه و آله خواهيد خواند. در آن جمله نيز به طور كنايه از مقام و شخصيت گروه فرارى كاسته شده است. ما هرگز نظر بدى با هيچيك از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله نداريم، منظور حقيقتيابى و واقعگويى است. به همان اندازه كه فرار آنها را نكوهش مىنماييم، از ثبات و پايدارى دستۀ ديگر كه سرگذشت آنها را بعداً خواهيد خواند تعريف و تمجيد كرده و كردار آنها را ارج مىنهيم.
پنج نفر براى كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله همپيمان مىشوند
در آن لحظه كه ارتش اسلام، پراكنده شده بود، با اينكه حملات از هر طرف متوجۀ شخص پيامبر صلى الله عليه و آله بود، پنج قهرمان نامى قريش تصميم گرفتند به هر قيمتى كه باشد به زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله خاتمه دهند. اين افراد عبارت بودند از:
1 - عبد اللّٰه بن شهاب كه پيشانى پيامبر صلى الله عليه و آله را مجروح ساخت.
2 - عتبه فرزند ابى وقاص كه با پرتاب كردن چهار سنگ، دندان رباعى سمت راست پيامبر صلى الله عليه و آله را شكست.
3 - ابن قميئه ليثى، زخمى بر چهرۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد ساخت. اين زخم به قدرى شديد بود كه حلقههاى كلاه خود، در گونههاى پيامبر صلى الله عليه و آله فرو رفت. «ابو عبيدۀ جراح»، اين حلقهها را با دندانهاى خود درآورد و چهار دندان او در اين بين شكست.