275ميدان شد، در حالى كه هدفى جز كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله نداشت، و به قدرى خشمناك بود كه دهان او كف كرده و چشمانش سرخ شده بود؛ شماها از ديدن اين جنگآورِ مهيب، وحشتزده عقب رفتيد ولى من پيش رفتم ضربتى بر كمر او زدم و او را از پاى درآوردم؟ باز حضار همگى تصديق نمودند.
ملتى كه براى شهوت مىجنگيدند
از اشعارى كه هند و سائر زنان براى تحريك سربازان قريش مىخواندند، و با دف و دايره آنها را به خونريزى و كينهجوئى دعوت مىكردند؛ معلوم مىشد كه اين ملت براى معنويت، پاكى، آزادى، فضايل اخلاقى نبرد نمىكردند؛ بلكه محرك آنها امور جنسى و نيل به شهوات مادى بوده است. ترانهاى را كه زنانِ دايرهزن، با آهنگهاى مخصوصى در ميان صفوف لشكر مىخواندند به قرار زير بوده است:
نحن بنات طارق
يعنى ما دختران طارقيم، روى فرشهاى گرانبها راه مىرويم. اگر رو به دشمن كنيد، با شما همبستر مىشويم و اگر پشت به دشمن نماييد و فرار كنيد، از شماها جدا مىشويم.
بىشك، ملتى كه نبرد و جنگ آنها بر محور امور جنسى باشد و هدفى جز نيل به امور مادى و لذائذ حيوانى نداشته باشد؛ با ملتى كه براى هدف مقدسى مانند گسترش آزادى، و بالا بردن سطح افكار، و آزاد ساختن بشر از اسارت چوب و گِلپرستى، نبرد مىكند، فرق روشن و فاصلۀ غير قابل مقايسهاى دارند. روى اين دو انگيزۀ مختلف كه در روح اين دو گروه بود، چيزى نگذشت كه در پرتو جانبازى سرداران رشيد اسلام، مانند على عليه السلام و حمزه و ابو دجانه، و زبير و... لشكر قريش اسلحه و غنائم خود را زمين نهاده و با فضاحت عجيبى پا به فرار گذاردند و افتخارى بر افتخارات سربازان اسلام افزوده شد. 1