274عمير» كه پرچمدار مسلمانان بود، پيامبر صلى الله عليه و آله پرچم را به على عليه السلام داد. علت اينكه نخست «مصعب» حامل پرچم بود؛ شايد اين بوده كه وى از قبيلۀ بنى عبد الدار بود، و پرچمداران نيز از اين قبيله بودند. 1
«طلحة ابى طلحة»، كه او را «كبش الكتيبة» 2 مىگفتند؛ نعرهكشان وارد ميدان گرديد و فرياد كشيد و گفت:
ياران محمد منطق شما اين است كه كشتگان ما در دوزخند ولى كشتگان شما در بهشت، آيا با اين وضع كسى هست كه من او را به بهشت روانه كنم، يا او مرا به دوزخ؟ صداى او در ميدان طنينانداز بود، على عليه السلام پيش رفت و پس از زدوخوردى چند، طلحه با ضربات على از پاى درآمد و روى خاك افتاد.
با كشته شدن طلحه، نوبت پرچمدارى به تناوب به دو برادر وى رسيد، و هر دو به وسيلۀ تير «عاصم ثابت» از پاى درآمدند.
از سخنرانى امير مؤمنان، در روزهاى «شورا» كه پس از مرگ خليفۀ دوم تشكيل گرديد، استفاده مىشود كه:
ارتش قريش نه نفر را براى پرچمدارى «ذخيره» كرده بود، و بنا بود كه آنان به ترتيب مخصوصى حامل پرچم گردند. به اين ترتيب كه اگر اولى كشته شود، دومى پرچم را بردارد، تا برسد به آخر. و همۀ اين پرچمداران از دلاوران قبيلۀ «بنى عبد الدار» بودند و روز احد، با شمشير على عليه السلام كشته شدند. پس از اينها يك غلام حبشى به نام «صوأب» كه هيكلى مهيب و قيافۀ وحشتآورى داشت، پرچم را برداشته و مبارز خواست كه او نيز با ضربت آن حضرت از پاى درآمد.
على عليه السلام در انجمن بزرگى كه ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در آنجا گرد آمده بودند، رو به آنها كرد و فرمود: آيا به خاطر داريد كه من شرِّ نه نفر از قبيلۀ «بنى عبد الدار» را كه هر يكى مبارزطلبان، پس از ديگرى پرچم به دست مىگرفت و نعره مىكشيد؛ از سر شما كوتاه كردم؟ همۀ حضار امير مؤمنان را تصديق كردند. 3
بار ديگر فرمود: به خاطر داريد پس از آن نه نفر، «صوأب» غلام حبشى وارد