276
شكست پس از پيروزى
مىگوئيم چرا غالب شدند؟! براى اينكه سربازان اسلام تا آخرين لحظۀ پيروزى، انگيزهاى جز جهاد در راه خدا، و كسب رضايت او، و نشر آئين توحيد، و رفع هرگونه مانعى كه در سر راه آن بود، نداشتند.
چرا مجدداً مغلوب شدند؟! براى اينكه پس از پيروزى، هدف و نيت بيشتر مسلمانان دگرگون گرديد. توجه به غنائم لشكر قريش كه از خود بجا گذاشته و پا به فرار گذارده بودند، اخلاص گروه زيادى را آلوده ساخت و فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله را فراموش كردند.
اينك تفصيل جريان:
ما در تشريح اوضاع جغرافيائى «احد»، اين نكته را يادآورى نموديم كه: در وسط كوه احد، شكاف و بريدگى خاصى قرار داشت، و پيامبر صلى الله عليه و آله نگهبانىِ درۀ پشت جبهه را به پنجاه نفر تيرانداز به رياست عبد اللّٰه جبير سپرد و به فرماندۀ آنها دستور داده بود، كه با پرتاب كردن تير از عبور دشمن از شكاف كوه جلوگيرى كنند، و هيچ گاه اين نقطه را خالى نگذارند، خواه مغلوب شوند خواه غالب.
در گرماگرم جنگ، هر موقع دشمن مىخواست از اين درّه عبور كند، به وسيلۀ تيراندازان عقب رانده مىشد.
در آن لحظه كه ارتش قريش، سلاح و متاع خود را در ميدان به زمين گذارد، و براى حفظ جان خود فرارى شد؛ گروه انگشتشمارى از افسران ارشد اسلام كه بيعت خود را براساس بذل جان نهاده بودند، به تعقيب دشمن در خارج از ميدان نبرد، پرداختند. اما بيشتر مسلمانان از تعقيب دشمن صرفنظر نموده، و سلاح به زمين نهاده، و به گردآورى غنائم اشتغال ورزيدند، و به گمان خود، كار را پايانيافته تصور كردند.
نگهبانان درۀ پشت جبهه، فرصت را مغتنم شمرده با خود گفتند: توقف ما در اينجا بىفايده است؛ ما نيز بايد در گردآورى غنائم شركت كنيم. فرماندۀ آنها گفت: رسول خدا دستور داده است كه ما از اينجا حركت نكنيم، خواه ارتش اسلام فاتح باشد يا مغلوب.