262مىشود، بيان كنيد.
«عبد اللّٰه بن ابى»، كه از منافقان مدينه بود، نظريۀ قلعهدارى را پيشنهاد كرد. منظور از قلعهدارى اين بود، كه مسلمانان از مدينه بيرون نروند، و از برجها و ساختمانها استفاده كنند. زنان از بالاى بامها و برجها به روى دشمن سنگ بريزند، و مردان در كوچهها تن به تن نبرد كنند.
او سخن خود را چنين آغاز كرد: ما در گذشته از طريق قلعهدارى استفاده مىكرديم، و زنها از بالاى بامها ما را يارى مىكردند. از اين جهت، شهرستان «يثرب» هنوز دست نخورده باقى مانده است.
دشمن تاكنون بر آن مسلط نشده، و هر موقع ما براى دفاع از اين راه وارد شديم، پيروز گشتيم و هر موقع از شهر بيرون رفتيم، آسيب ديديم.
پيران و سالخوردگان از مهاجر و انصار اين نظر را تأييد مىكردند، ولى جوانان خصوصاً آنهائى كه در نبرد بدر شركت نكرده بودند و فكر نبرد در دماغ مىپروراندند، با اين نظر سخت مخالف بودند و مىگفتند: كه اين طرز دفاع باعث جرأت دشمن مىشود. آن افتخارى كه در جنگ «بدر» نصيب مسلمانان شده است، از دست مىرود. آيا عيب و ننگ نيست كه دلاوران و فداكاران ما در خانه بنشينند، و اجازه دهند كه دشمن وارد خانۀ آنها گردد؟ نيروى ما در جنگ «بدر» به مراتب از حالا كمتر بود. با اين حال، پيروزى نصيب ما گرديد! ما مدتها در انتظار چنين روزى بوديم و اكنون با آن روبرو شدهايم.
«حمزه»، افسر رشيد اسلام گفت: «به خدايى كه قرآن نازل كرده است، امروز غذا نخواهم خورد تا آن كه در بيرون شهر با دشمن نبرد كنم. نتيجه اين كه ارتش اسلام بايد از شهر بيرون برود، و مردانه در خارج شهر جنگ كند». 1
قرعهكشى براى شهادت
پيرمرد زنده دلى بنام «خثيمه» برخاست و گفت: اى پيامبر خدا قريش