114
10. سرّ نامگذارى حج
واژهى «حج» در اصل به معناى قصد است و به همين جهت به جادّه و راه «محجّه» گفته مىشود. زيرا انسان را به مقصد مىرساند و به دليل و برهان حجت مىگويند. زيرا مقصود را در بحث روشن مىسازد و اما نامگذارى مراسم مخصوص مسلمانان در مكه معظمه به حج بدين جهت است كه به هنگام حركت براى شركت در اين مراسم، مردم قصد زيارت خانهى خدا را مىكنند تا مناسك و اعمال ويژه عبادى را در آنجا انجام دهند و به همين دليل، در آيهى شريفه، كلمهى «حج» به بيت اضافه شده است. 111. عدم اختصاص حج به مسلمانان
بر پايهى اين آيه، قانون حج مانند ساير قوانين اسلامى اختصاصى به مسلمانان ندارد، بلكه همه موظّفند آن را انجام دهند و با قاعدهى معروف «الكفّار مكلّفون بالفروع كما أنّهم مكلّفون بالأصول»، آيهى شريفهى: «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ ...» تأييد مىشود. گرچه شرط صحيح بودن اين گونه اعمال و عبادات اين است كه نخست اسلام را بپذيرند، سپس آنها را انجام بدهند، ولى بايد توجه داشت كه عدم قبول اسلام مسئوليت آنها را در برابر اين گونه وظايف از بين نمىبرد. 212. منفعت حكم حج
بر پايهى جملهى «فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ» منفعت حكم وجوب حج به انسانها مىرسد، نه به خداوند. زيرا وى منزه از احتياج است. 3