156شكسته و تن مجروح و بىياور و همراه، هر آن ممكن بود كه احتياج به قضاى حاجت پيدا كنم و من كه توانايى برخاستن را نداشتم، به همين علت از خوردن و آشاميدن امساك مىكردم.
امروز روز يازدهم ذىالحجه است. من از ظهر روز نهم در عرفات كه مقدار كمى غذا خوردهام تا اين لحظه كه ساعت تقريباً يك بعدازظهر روز يازدهم است از خوردن امساك كرده و حتىالمقدور غذا نخوردهام.
[اين نكته] قابل ذكر است كه اگر هم غذا مىخواستم بخورم اين چند روز به علت آتشسوزى و از بين رفتن تمام وسائل كاروانها غذائى وجود نداشت كه حاجيان ميل كنند چه رسد به من كه در آن حال نه كاروانى داشتم و نه كسى از من باخبر بود.
همسفران و برادران مهربان حج من همه فكر مىكردند كه من در تصادف كه نمردم حتماً در آتشسوزى منى سوختم و يا از گرسنگى، تشنگى و يا آفتاب و گرماى منىٰ كه روز دهم از صبح و روز يازدهم تا عصر در زير آفتاب بودم حتماً جان خود را از دست دادم، لذا هر يك در هر جا كه بودند برايم مجلس عزا و فاتحه گرفته و طلب مغفرت مىنمودند.
ضمناً بايد بگويم كه اين آتشسوزى آن قدر مهيب و عظيم بود كه بعدازظهر روز دهم تا غروب آفتاب بيش از صدها چادر و اثاثيه كاروانها سوخت.
اثاثيه كاروانها كه طعمه حريق شده بود، عبارت بودند از: