37از اين گذشته، قرآن كريم بر امكان، وقوع و مشروعيت خصوص شفاعت پس از اذن الهى تأكيد مىكند و مىفرمايد:
مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ؛ 1 يعنى: «هيچ شفيعى وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند». لاٰ يَمْلِكُونَ الشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْداً؛ 2 يعنى: «مالك شفاعت نيست مگر كسى كه نزد خداوند عهدى دارد».
و دربارۀ فرشتگان مىفرمايد: يَعْلَمُ مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ؛ 3 يعنى: «از آنچه پيش روى و پشت سرشان است آگاهى دارد و آنان شفاعت نمىكنند مگر براى كسى كه مورد رضايت باشد و آنان از بيم خداوند هراسانند».
بنابراين، چه بىانصاف و گستاخند كسانى كه طلب شفاعت از پيامبر رحمت (ص) و توسّل و استغاثه به آن حبيب خدا را بيهوده مىدانند و ناروا مىشمارند! افزون بر اين آيات، احاديث فراوانى در تأييد شفاعتخواهى، توسّل و استغاثه به پيامبر اكرم (ص) و به طور كلّى اولياى خدا وارد شده است كه بر شگفتى