31آيا اعمال و رفتار سياسى و اجتماعى انسانها كه بيشترين بخش زندگى آنهاست، بدون جزاست؟ پس وَ وَجَدُوا مٰا عَمِلُوا حٰاضِراً 1 و وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ 2 چيست و با كدامين ميزان سنجيده مىشود؟ آيا مىتوان گفت اسلام در دنيا به خوب و بد اينگونه اعمال كارى ندارد و وظيفهيى مقرر نمىكند؛ ولى در آخرت جزاى آن داده مىشود؟
آيا جهاد اسلامى كه درصدها آيهى قرآن و حديث مسلّم، در زمرهى برترين فرايض دينى قرار گرفته و ترك آن مايهى ذلت و شقاوت دنيا و آخرت شناخته شده، براى به دست آوردن چه چيز و دفاع از كدامين ارزش است؟ آيا حيات طيبهيى كه براى تحصيل آن بايد جهاد كرد، زندگى در زير سايهى شوم ولايت غيرخداست؟ بر خاك مذلت نشستن و حاكميت جباران و ارزشهاى غيرالهى را تماشا كردن و تن به ذلت دادن است؟ و اگر چنين نيست و جهاد براى تحصيل حاكميتِ اللّٰه و خروج از ولايت طاغوت به ولايتِ اللّٰه است، پس چگونه مىتوان نقش و ارزش سياست را در دين و در هدفهاى تعيينشدهى دينى، دست كم يا ناديده گرفت؟
نغمهى جدايى دين از سياست، ساختهى دشمنان است
بديهى است كه نغمهى شوم جدايى دين از سياست، ساختهى دشمنان پليدى است كه از اسلامِ زنده و در صحنه، سيلى خورده و با اين ترفند خواستهاند صحنهى زندگى را از حضور دين فارغ كرده و خود زمام امور دنياى مردم را به دست گيرند و بىدغدغه بر سرنوشت انسانها تسلط يابند. اما تلخ و تأسفانگيز آن است كه كسانى به نام دين و در كسوت علماى دين، همين سخن را تكرار كنند و در ترويج آن، سعى و تلاش كنند. اين همصدايىِ برخى ملبسين به لباس دين با دشمنان پليد و خطرناك، اگرچه در مواردى ناشى از غفلت آنان از اهميت سياست و نقش آن در سرنوشت انسانها و در مواردى ناشى از تنبلى و ترس و تن دادن به زندگى آسان است، اما در مواردى هم ناشى از همدستى خطرناك اين دينفروشان و نوادگان «بلعم باعورا» با ارباب قدرت و مكنت است، كه