32مسلمانان بايد اين را بزرگترين خطر، و چنين آخوندهايى را پليدتر از اربابان سياسيشان بدانند و از شر آنان به خدا و به همت و آگاهى خود پناه برند.
اين وعاظ السلاطين (لعنهماللّٰه) ، به اين هم اكتفا نمىكنند كه نغمهى شوم جدايى دين از سياست را به زبان دين بيان كنند؛ بلكه براى تحكيم قدرت شياطين، به مدح و ثنا و تأييد جنايتكاران هم مىپردازند. آيا اين، دخالت در سياست و حرام نيست؟
آيا تضعيف اسلام و مسلمين، ايجاد تفرقه، مقابله با انقلاب اسلامى و تبرّى از اولياى خدا و تهمت و بهتان به آنها و انكار آيات خدا - ولو سياسى هم باشد اشكالى ندارد؛ ولى حمايت از مظلومان و برائت از مشركان و همنوايى با محرومان و ستمديدگان و اعتراض به تسلط امريكا و اسرائيل بر كشورهاى اسلامى و مخالفت با غارتگرى كمپانىهاى خارجى و محكوم كردن خيانت رؤسا و سلاطين مسلمانْنام و حمايت از مبارزات مسلمانان واقعى و امثال آن جرم است؟!
محتواى اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله و اسلام آمريكايى
اينجاست كه سخن امام فقيد ما، آن داعى الىاللّٰه و فانى فىاللّٰه آشكار مىشود كه اسلام را به اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله و اسلام امريكايى تقسيم مىكرد. اسلام ناب محمّدى، اسلام عدل و قسط است؛ اسلام عزت و اسلام حمايت از ضعفا و پابرهنگان و محرومان است؛ اسلام دفاع از حقوق مظلومان و مستضعفان است؛ اسلام جهاد با دشمنان و سازشناپذيرى با زورگويان و فتنهگران است؛ اسلام اخلاق و فضيلت و معنويت است.
اسلام امريكايى، چيزى به ناماسلاماستكه درخدمت منافع قدرتهاى استكبارى و توجيهكنندهى اعمال آنهاست؛ بهانهيى براى انزواى اهل دين و نپرداختن آنان به امور مسلمين و سرنوشت ملتهاى مسلمان است؛ وسيلهيى براى جدا كردن بخش عظيمى از احكام اجتماعى و سياسى اسلام از مجموعهى دين و منحصر كردن دين به مسجد است و مسجد نه به عنوان پايگاهى براى رتق و فتق امور مسلمين - چنانكه درصدر اسلام بوده است - بلكه به عنوان گوشهيى براى جدا شدن از زندگى و جدا كردن دنيا و آخرت.