133اظهارات و نيش زدنهاى خود در اطراف دنيا، مرتب بگويند شما حج را سياسى كرديد! حج را سياسى كرديد يعنى چه؟ اگر منظور اين است كه ما يك مفهوم سياسى را در حج داخل كرديم، بايد گفت حج، هيچگاه عارى از مفهوم سياسى نبوده است. اگر كسى مفهوم سياسى را در حج نبيند، بايد دعا كرد كه خدا او را شفا دهد تا بتواند ببيند! كسى كه با اسلام و آيات حج در قرآن آشناست و هم از اين طريق به اهميت وحدت پىبرده است، چطور ممكن است نفهمد اين اجتماع عظيم براى مقاصد و مفاهيم عالى سياسى و الهى - سياسى است كه مربوط به همهى مسلمين و براى وحدت و براى حل مشكلات دنياى اسلام و براى اجتماعِ دلها و نزديك شدن آنها به يكديگر است؟ اگر مراد اين است كه حج وسيلهاى براى پيشبرد سياستهاى ظالمانهى قدرتهاى بزرگ نشود، درست است و ما قبول داريم. كسانى كه به نحوى با حج ارتباط دارند، نبايد اين فريضهى الهى و اين واجب مورد عشق و محبت مسلمين را با سياستهاى جهانى مصالحه كنند. ما اين را قبول نداريم.
هر كس حج را به اين معنا سياسى كند، نسبت به حج خيانت كرده است. اما مسائل دنياى اسلام، مسائل مهمى است. اين مسائل، كجا بايد مطرح شود؟ مسلمين جز در مراسم حج، در كجا مىتوانند صداى واحد خود را در اعتراض به اين همه نامردمى كه در سرتاسر دنيا نسبت به آنها صورت مىگيرد، به گوش دنيا و سياستهاى خائن برسانند؟
امروز در اروپا با مسلمين چه مىكنند؟
ببينيد امروز در اروپا با مسلمين چه مىكنند! قضاياى بوسنى و به خصوص قضاياى هفتهى اخير گوراژده واقعاً گريهآور است. انسان نمىتواند هيچ توصيفى براى اهميّت و عظمت اين فاجعه پيدا كند! هر چه در كلام بگوييم، كوچكتر از آن واقعيت است.
سردمداران استكبار جهانى در دنيا، نشستهاند و به قربانىاى كه در مقابلشان است مىنگرند و منتظرند ببينند كار اين قربانى چه وقت تمام مىشود! اين قربانى هم مسلمين يوگسلاوى سابقند. جرمشان چيست؟ مسلمان بودن. اين ديگر موضوعى نيست كه ما بگوييم. من اين واقعيت را سه سال پيش در پيام حج نوشتم و عنوان كردم. اگر چه آن روز انكار مىكردند، اما امروز خودِ بلندگوهاى استكبارى مىگويند كه چون اينها مسلمانند