134نبايد كمكشان كرد! مجبور شدند اعتراف كنند كه جرم مردم بوسنى مسلمانى است! چون در دل اروپا، يك ملت مسلمان سربركرده است، استكبار به خشم آمده است. نمىگوييم يك حكومت اسلامى؛ چرا كه اگر قرار بود بوسنى حكومتى پيدا كند، معلوم نبود يك حكومت صد در صد اسلامىِ به آن شكل باشد. بالاخره مردم اين سرزمين نزديك به پنجاه سال زير بار حكومت كمونيستى بودند. قبل از آن هم سالهاى متمادى زير بار حكومت فاسد حكام عثمانى يا امثال آنها و يا بعضى از دولتهاى فاسد اروپايى و امپراتوريهاى اروپايى مثل اتريش و بقيهى كشورها بودهاند. اينها كه نمىتوانستند يك شبه يك حكومت اسلامى و قرآنى به وجود آورند. اين امر متوقّع نبود. آن چه كه استكبارِ مسلط بر دنيا را نسبت به مسلمين مظلومين بوسنى و هرزگوين، اين طور خشمگين كرده است، وجود كشورى در اروپاست كه ملت آن مسلمانند. آنها نمىتوانند چنين ملتى را تحمل كنند. اين وضع مسلمين در دنياست. آن وقت سازمانهاى بينالمللى و بدتر و زشتتر از همه، سازمان ملل، در اين قضيه بدترين امتحانها را دادند.
ننگِ حاكم بر نظام نوين دنيا
بنده عرض مىكنم دبير كلى كه امروز در رأس تشكيلات سازمان ملل است، بداند چنان سابقهى بدى براى خود در بين مسلمين ايجاد كرد كه ديگر به هيچ قيمتى اين سابقه اصلاح نخواهد شد. مسلمانهاى دنيا مىبينند كه در بوسنى چه اتفاق مىافتد. لذا در برههاى گفتند به ما اجازه بدهيد برويم به آنها كمك كنيم؛ چرا كه به طرف مقابل مسلمانهاى بوسنى كمك مىشود. گفتند نمىشود. گفتند اجازه بدهيد تسليحات برايشان بفرستيم. گفتند نمىشود. ظاهر حرف هم اين است كه به هيچ طرف، تسليحات نمىدهيم. اما يك طرفِ نزاع تمام امكانات تسليحاتى دولت سابق يوگسلاوى را در اختيار دارد؛ امكانات همان دولتى را كه سالهاى متمادى از عراق پشتيبانى تسليحاتى مىكرد و تانك و ديگر سلاحها برايش مىفرستاد. امروز، آن همه امكانات در اختيار صربهاست. يك طرف هم دست خالى است؛ مردم بىپناه يك شهر. زن و بچهاى كه در يك شهر زندگى مىكنند. معناى اين حرف كه مىگويند به هيچيك از طرفين درگيرى،