84
شيعه در عصر «امام جعفر صادق عليه السلام »
در اين دوره، به علت ضعف امويان و درگيرىهاى آنان، امام عليه السلام و شاگردانش فرصت بيشترى براى نشر مكتب اصيل اسلامى يافتند. اين موقعيت، تا اوائل خلافت منصور و دومين خليفۀ عباسى نيز ادامه داشت.
عباسيان، خود را «خونخواه» آل ابىطالب مىدانستند. و مردم را به خوشنودى آلمحمّد عليهم السلام دعوت مىكردند؛ بنابراين نمىتوانستند در آغاز با اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله مخالفت نمايند.
در سال 140 هجرى، منصور بر مخالفان خود پيروز گشت و خطر نفوذ رهبرى مذهبى شيعيان اهلبيت عليهم السلام را بيشتر احساس كرد و به سراغ آنان رفت. ابتدا از «بنىالحسن» آغاز نموده؛ «عبداللّٰه بن حسن» و فرزندانش را دستگير ساخت و به زندان افكند و سپس دستور قتل همۀ آنان را داد. سپس به محدودساختن حوزۀ درس «جعفر بن محمد عليه السلام » در مدينه و تهديد و محاصرۀ امام عليه السلام و شيعيانش پرداخت. زيرا از توجّه مردم و تشكّل شيعيان به شدّت هراسناك بود، و موقعيّت خود را در خطر مىديد، و پس از بارها تهديد و فراخوانى سرانجام، امام را در مدينه مسموم كرد.
شيعه در عصر «امام موسى كاظم عليه السلام »
امام كاظم عليه السلام در سال 148، بعد از شهادت پدرش، رهبرى شيعيان را برعهده گرفت.
اختلافى كه بين شيعيان بوجود مىآمد، غالباً ناشى از تعيين امام بعدى بود. گاه بنابر دلايل سياسى (وحشت از حاكميت عباسيان) امام عليه السلام براى بسيارى از شيعيان خود ناشناخته مىماند.
شدت اختناق «منصور» درباره «علويان» بويژه امام صادق عليه السلام كه عظمتى فراوان در ميان جامعه كسب كرده بود، موجب سردرگمى ميان برخى از شيعيان نسبت به رهبرى آينده شده بود.
بعضى از فرزندان امام صادق عليه السلام داعيۀ رهبرى داشتند و اين موجب پراكندگى