85شيعيان مىشد. مشكل ديگر آنان دور بودن از شهرها و محل سكونت بود... با توجه به دلايل فوق، بعد از امام صادق عليه السلام نيز انشعاباتى رخ داد.
اسماعيل بن جعفر بن محمد، فرزند بزرگتر امام صادق عليه السلام بود. بسيارى از شيعيان وى را رهبر آينده مىدانستند. وى در حيات پدر، فوت كرد. بهطورىكه در روايت آمده است امام صادق عليه السلام اصرار داشتند تا شيعيان با ديدن جنازۀ او به مرگش يقين كنند. با اين وجود، عدّهاى بعد از آن حضرت، با داعيۀ «مهدويت اسماعيل» و بهانههاى ديگر، فرقهاى به نام «اسماعيليه» در شيعه بوجود آوردند.
شيعيان راستين كسانى بودند كه مدعى امامت را با طرح سؤالات خاصى، ارزيابى مىكردند و آنگاه كه در امامت وى به يقين مىرسيدند، او را به وصايت مىپذيرفتند.
هشام بن سالم مىگويد: «همراه مؤمن الطاق در مدينه بودم، مشاهده كرديم كه عدهاى در خانۀ عبداللّٰه بن جعفر بن محمد گرد آمده و مسائلى را از او دربارۀ زكات مىپرسند. ما نيز سؤالاتى درباره زكات از وى پرسيديم، ليكن وى جواب صحيحى به ما نداد. آنگاه بيرون آمديم و نمىدانستيم كه از فرقههاى مرجئه، قدريه، زيديه، معتزله و خوارج چه گروهى را بپذيريم. دراينحال، شيخى را ديديم كه او را نمىشناختيم.
فكركرديم جاسوسى از جاسوسان منصور است ولى برخلاف اين احتمال او ما را به خانۀ ابوالحسن موسى بن جعفر برد. هنوز آنجا بوديم كه فضيل و ابوبصير، وارد شده و پرسشهايى نمودند و بر امامت وى يقين حاصل نمودند. آنگاه مردم از هر سو، دستهدسته مىآمدند، به جز گروه عمار ساباطى و شمار اندكى كه عبداللّٰه بن جعفر را قبول داشتند.» 1
هشام بن سالم، عبداللّٰه بن ابىيعفور، عمر بن يزيد بيّاع السابرى، محمد بن نعمان، مؤمن طاق، عبيد بن زراره، جميل بن دراج، ابان بن تغلب و هشام بن حكم كه از بزرگان شيعه و اهل علم به شمار مىآمدند امامت موسى بن جعفر را پذيرفتند.
تنها كسانى كه به امامت آن حضرت نگرويدند «عبداللّٰه بكير» و «عمار بن موسى ساباطى» بودند. 2