86عصر امام كاظم عليه السلام دوران بسيار سختى براى شيعيان بود. از مهمترين قيامهايى كه در اين دوران برعليه خلفاى عباسى صورت گرفت، قيام «حسين بن على، شهيد فَخ» در زمان حكومت هادى عباسى و جنبش «يحيى و ادريس»، «فرزندان عبداللّٰه» در زمان هارون بود.
امامان شيعه به لزوم رعايت «تقيه» پافشارى مىكردند و مىكوشيدند شيعيان را بهطور پنهانى اداره نمايند. اين وضعيت موجب گرديد، تاريخ نتواند از حركات سياسى آنها ارزشيابى دقيقى به عمل آورد. رهبرى اين حركت و ظرافتى كه در هدايتآن به كار برده شد، عامل مهمّ استوارى شيعه در تاريخ گرديد.
شيعه در عصر «امام رضا عليه السلام »
مأمون عباسى با طرح «ولايتعهدى» امام رضا عليه السلام ظاهراً توانست بر مشكلات پيروز گردد و شيعيان و علويان را راضى نگه دارد.
شايد اولين مرحله نفوذ شيعه در دستگاه عباسى، ماجراى ولايتعهدى امامرضا عليه السلام باشد. هرچند قبلاً «علىبن يقطين» به دستور امامكاظم عليه السلام براى كمك به شيعيان، در دستگاه عباسى باقى ماند. 1
در اين دوران تشيع در ظاهر رنگ سياسى به خود گرفت. و مأمون اظهار تشيع نمود.
در نقلى آمده است: «مأمون پس از آمدن به عراق، سعى كرد امور مملكتى را به كسانى كه عقايد شيعى داشتند بسپارد. و بعد از آنكه راضى شد تا از عامه نيز كسانى را به مقامى بگمارد، تصميم گرفت تا در كنار هر نفر از عامه، يك نفر شيعى نصب كند. 2»
بعد از مأمون، «معتصم عباسى» و «متوكل» اين شيوه را دگرگون ساختند و به دفاع از «اهلحديث» كه به شدت با «معتزله» و «شيعه» مخالف بودند، پرداختند. متوكّل در دشمنى با علويان و شيعيان تا جايى پيش رفت كه دستور خرابى قبر امامحسين عليه السلام را صادر