76شيعيان علىّ و اهلبيتش اجازۀ شهادت ندهيد. و در مقابل، شيعيانِ عثمان را پناه داده و آنان را اكرام كنيد... . و نيز در نامهاى ديگر به كارگزاران خود نوشت هركسى كه ثابت شد محبّ علىّ و اهلبيت اوست اسمش را از ديوان محو كرده و عطا و روزيش را قطع نماييد.و در ضميمۀ اين نامه نوشت: هركس كه متّهم به ولاى اهلبيت عليهم السلام است او را دستگير كرده و خانۀ او را خراب كنيد. بيشتر مصيبت بر اهل عراق بود خصوصاً اهل كوفه... .» 1
شيعه در عصر امام حسن عليه السلام
هنگامى كه امام حسن عليه السلام مجبور به مصالحه با معاويه گرديد يكى از خطراتى كه امام عليه السلام احساس مىكرد امنيت شيعيان حضرت على عليه السلام بود. ازاينرو در قرارداد خود با معاويه تصريح كرد كه بايد امنيت به اصحاب امام على عليه السلام داده شود. معاويه نيز آنرا پذيرفت. ولى در همان روز اوّل معاويه اعلام كرد كه آن تعهدات را نمىپذيرد و زير پا مىگذارد.
ابن ابىالحديد از ابىالحسن مدائنى روايت مىكند: «معاويه در نامۀ خود به واليان چنين نوشت: من ذمۀ خود را از هركسى كه روايتى در فضيلت ابىتراب و اهلبيتش نقل نمايد، برى كردم. بعد از اين دستور خطبا در هر منطقه بر منبر شروع به لعن على عليه السلام و تبرّى از او و اهلبيتش نمودند. شديدترين مردم در بلا و مصيبت اهل كوفه بودند. زيرا آن هنگام در كوفه تعداد زيادى از شيعيان وجود داشتند. معاويه، «زياد» را والى بصره و كوفه نمود. او شيعيان را خوب مىشناخت، بر اساس دستور معاويه هرجا كه شيعيان را مىيافت به قتل مىرساند، و يا اينكه آنان را ترسانده دست و پاى آنان را قطع مىنمود و چشمان آنان را از حدقه درآورده به دار آويزان مىكرد. همچنين عدهاى را نيز از عراق تبعيد نمود. لذا هيچ شيعۀ معروفى در عراق باقى نماند... .» 2