67
شيعه در ايّام خلافت عمر بن خطاب
عمر بن خطاب با توجه به نقش مهمّى كه در دوران خلافت ابوبكر داشت، به خلافت رسيد و بدين جهت با مخالفت روبرو نشد. امام على عليه السلام و شيعيان با اين اقدام مخالف بودند، امّا بيعت سريع مردم، فرصتى براى مخالفت امام و شيعيان باقى نگذاشت.
سابقۀ رفتار تند عمر در دوران خلافت ابوبكر، زمينۀ هرگونه مخالفت عملى را منتفى مىساخت. 1
على عليه السلام اگرچه ميراث خويش را برباد رفته و خود را شايسته رهبرى مىدانست، ولى براى حفظ موقعيّت حسّاس جهان اسلام، همچنان سكوت توأم با بيان حقّ و حقيقت، و تذكّر به حقانيّت خود را ادامه مىداد.
شيعيان نيز همانند اميرالمؤمنين عليه السلام سكوت معنادارى داشتند، آنها اگرچه سكوت كرده و به جهت حفظ اسلام و وحدت مسلمين دست به اقدامى عملى عليه حكومت وقت نمىزدند ولى با بيانات خود با آنان مخالفت مىورزيدند.
عمر بن خطاب در مجلسى گفت: «دليل قريش در انتخاب نكردن على عليه السلام به خلافت اين بود كه آنان كراهت داشتند خلافت و نبوت در يك خاندان جمع شود.
ابنعباس كه در آن مجلس بود در برابر اين سخن عمر موضعگيرى كرده خطاب به او فرمود: قريش نسبت به آنچه كه خداوند نازل كرده بود كراهت داشتند.» 2
شيعه در ايام خلافت عثمان
عثمان شيوۀ دو خليفۀ پيشين را دنبال نكرد. ابتدا واليان عمر را از ولايات برداشت و بستگان خود را بر كار گماشت. حكم بن العاص را كه پيامبر صلى الله عليه و آله به طائف تبعيد كرده بود به مدينه برگرداند و خزانۀ مسلمين را به او سپرد. مروان بن حكم را مشاور خويش قرار داد و يكپنجم زكات شمال آفريقا را كه مبلغ دوميليون و پانصد و بيستهزار دينار بود به وى