460مىفرمايد: «بر توست كه نظر خود را بگويى و بر من است كه در آن نظر كنم، اگر رأيم با تو مخالف بود، بايد از من اطاعت كنى.» 1
5 - آيۀ فوق در ذيل آيات مربوط به جنگ است و اين مىرساند كه مشورت، تنها به جهت تأليف و قلوب جنگجويان بوده، تا خود را در امر جنگ سهيم و مسؤول بدانند.
توضيح اينكه آيۀ فوق در ضمن آيات 139 تا 166 آلعمران است، كه همۀ آنها دربارۀ جنگهاى پيامبر صلى الله عليه و آله است، كه چگونه مسلمانان، آنحضرت را يارى دادند. از اين رو فخر رازى مىگويد: «آيۀ فوق مخصوص جنگ است؛ يعنى خداوند متعال، پيامبر گرامىاش را امر به مشورت با اصحابش در قضاياى جنگ نموده است. آنگاه مىگويد:
الف و لام در «الامر» براى عهد است و معهود در اين آيه، جنگ و ملاقات با دشمن است. 2
ابنعباس مىگويد: بعد از نزول آيۀ وَ شٰاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«آگاه باشيد، خدا و پيامبرش از مشورت كردن بىنيازند، لكن خداوند مشورت را رحمتى براى امّتم قرارداد... .» 3
ب: آيۀ وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ
خداوند متعال مىفرمايد: وَ الَّذِينَ اسْتَجٰابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ ؛ 4«و كسانى كه [نداى] پروردگارشان را پاسخ [مثبت] داده و نماز برپا كردهاند و كارشان در ميانشان مشورت است و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند.»
استدلال به آيۀ شريفه به اينصورت است كه: كلمۀ «امر» مصدر است و هرگاه اضافه شود، افادۀ عموم مىكند، در نتيجه مستفاد از آيۀ شريفه آن است كه مردم در تمام شئون خود از جمله امر خلافت، بايد به مشورت بپردازند.