415از آن جا كه امر امامت به دست خداوند است، مىفرمايد: «من تو را بر مردم امام قرار دادم».
و به همين دليل است كه حضرت موسى عليه السلام از خداوند مىخواهد تا برادرش هارون وزير و جانشين خود قرار دهد؛ آن جا كه از قول حضرت موسى عليه السلام مىفرمايد: قٰالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسٰانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هٰارُونَ أَخِي...؛ 1 موسى عرض كرد: «پروردگارا! شرح صدر به من عطا فرما و كار مرا آسان گردان. عقدۀ زبانم را بگشا تا مردم سخنم را به خوبى بفهمند و نيز از اهل بيتم يكى را وزير و معاون من قرار ده... .»
خداوند متعال در جواب حضرت موسى عليه السلام نفرمود: به رأى مردم رجوع كن، بلكه فرمود: قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يٰا مُوسىٰ؛ 2«آنچه از ما خواستى به تو عطا كرديم.»
و نيز در جاى ديگر مىفرمايد: وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا؛ 3«و آنان را پيشواى مردم قرار داديم تا خلق را به امر ما هدايت كنند.»
همچنين مىفرمايد: يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ ؛ 4«اى داود! تو را در روى زمين مقام خلافت داديم، تا در ميان خلق خدا به حق حكم كنى.»
4 - روايات و نصب امام
با مراجعۀ به تاريخ و تدبّر در اقوال و سيرۀ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز به اين نتيجه مىرسيم كه امامت و خلافت و حاكميت نزد آن حضرت امرى الهى بوده و نصبش هم بايد به امر خداوند باشد. هرگز موردى ديده يا شنيده نشده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله امر خلافت و امامت و جانشينى بعد از خود را به مردم واگذارد، بلكه به عكس از مردم سلب كرده و مخصوص خداوند دانسته است.