416اينك به ذكر شواهدى از اين قبيل مىپردازيم:
1 - ابن هشام نقل مىكند: «بنى عامر بن صعصعه خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدند.
حضرت آنان را به خداوند متعال دعوت نمود و خود را بر آنان عرضه كرد. شخصى از آنان به نام «بحيرة بن فراس» به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: به من بگو: اگر ما با تو بر اسلام بيعت كنيم، آن گاه تو بر دشمنانت غلبه كردى، آيا ما بعد از تو حقّى در امر خلافت داريم؟ حضرت فرمود: امر امامت و خلافت و جانشينى من به دست خداست و هر جا كه صلاح بداند قرار مىدهد. او در جواب پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: آيا ما گلوهاى خود را هدف تير و نيزهها قرار دهيم تا شما به پيروزى برسى، ولى در خلافت و جانشينى تو سهمى نداشته باشيم؟ ما اين چنين دينى را نمىپذيريم...». 1
2 - ابن كثير نيز به سند خود نقل مىكند كه قبيلۀ «كنده» به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله شرف ياب شده، عرض كردند: اگر تو بر دشمنانت ظفر يافتى ما را در خلافت و جانشينى بعد از خود سهيم مىگردانى؟ حضرت فرمود: ملك و سلطنت و حكومت براى خداوند است، هر كجا كه صلاح بداند آن را قرار مىدهد. آنان نيز به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردند:
ما را به دينى كه آوردهاى حاجتى نيست. 2
همو نقل مىكند كه «عامر بن طفيل» و «اربد بن قيس» در مدينه خدمت رسولخدا صلى الله عليه و آله رسيدند، عامر بن طفيل عرض كرد: اى محمّد! اگر من اسلام آورم چه امتيازى برايم قرار خواهى داد؟ حضرت فرمود: هر امتيازى كه مسلمانان دارند، به تو نيز خواهم داد. عامر گفت: آيا امر خلافت و جانشينى بعد از خود را به من وا مىگذارى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: امر امامت براى تو و قومت نخواهد بود. 3
نقد ادلۀ سلطۀ امّت
برخى از طرفداران نظريۀ دموكراسى به آياتى چند از قرآن كريم استدلال كردهاند: