408طبقاتى، اشرافى و... زيرا اسلام همۀ مؤمنان را برادر يكديگر خوانده و براى نژاد، زبان و قوميّت ارزش خاصى قائل نشده است.
4 - دعوت به سوى خداوند متعال؛ از مسئوليتهاى خطير هر فرد جامعه دعوتِ مردم به سوى خداوند است، خصوصاً كسانى كه رأس حكومتاند تكليف بيشترى در اين زمينه دارند.
خداوند متعال مىفرمايد: وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ؛ 1«و بايد از شما مسلمانان برخى خلق را به خير و صلاح دعوت كنند و مردم را به نيكوكارى فرا خوانند و از بدكارى نهى كنند.»
ب) مبدأ حكومت امّت
مبدأ حكومت «اللّٰه» به اين معنا نيست كه انسان هيچ گونه آزادى و ارادهاى از خود ندارد و مانند مرغى است كه در قفس زندانى شده است، بلكه انسان از آن جهت كه خليفۀ خدا روى زمين است حقّ دارد براى آبادانى آن بكوشد و زندگى سعادت مندى داشته باشد و امّت را به خير و معروف دعوت كند و از بدىها باز دارد.
امّا التزام به مبدأ «حكومت امت» به معناى تجاوز از حدود الهى نيست و آنگونه كه دموكراسى مىگويد صلاحيتهايش مطلق نبوده و «حكومت امت» در عرض حكومت «اللّٰه» نخواهد بود، بلكه در واقع مسئوليتى است كه خداوند بر عهدۀ مردم واگذارده است و مردم نيز ملزم به انجام دادن آن مسئوليت هايند.
ج) مبدأ حكومت ارزشهاى اخلاقى
نظام اسلامى براى ارزشهاى اخلاقى اهميّت ويژهاى قائل است. اسلام در عين دعوت به صدق، احسان و احترام به يكديگر، صفات پسنديدۀ ديگرى را گوشزد مىكند كه اين اعمال داراى حسن و كمال ذاتى اند و در مقابل، از كارهاى زشتى، از قبيل: دروغ، غش، نفاق و ديگر صفات قبيح نهى مىكند و آنها را سقوط معنوى مىداند.
از همين رو، اسلام در زمينههاى مختلف مردم را به برپايى ارزشهاى اخلاقى