401
2 - حكومت طبقاتى
مبتكر اين نوع حكومت «افلاطون» است، زيرا از آن جا كه او با حكومت دمكراسى مخالف بود، طرح نوعى حكومت به نام «طبقاتى» يا حكومت طبقۀ طلايى را مطرح نمود و مقصود او از طبقۀ طلايى، اشراف و صاحبان فرهنگ بود كه ارسطو نيز آن را «سلطه و قدرت حكماء» ناميده است.
3 - حكومت دموكراسى
اين كلمه در اصل يونانى و به معناى حكومت مردم است و در اصطلاح، نوعى نظام سياسى - اجتماعى است كه بر اساس نوع علاقه و ارتباط بين مجتمع و دولت با مشاركت مردمى به طور مساوات ايجاد مىگردد.
اين حكومت بر اين اصل استوار است كه مردم منشأ قدرت و سلطهاند و اساسِ نظام، قرار دادى اجتماعى است بين مردم و حاكم.
3 - حكومت دينى
اين نوع حكومت، نظامى است قائم بر اساس اعتقاد دينى؛ يعنى منشأ قدرت و سلطه خداوند متعال مىباشد و حاكم - با واسطه يا بىواسطه، همانند حكومت انبيا و اوصياء 1 - سلطۀ خود را از خداوند متعال اخذ كرده است.
بررسى اجمالى
با بررسىِ اجمالى ديدگاههاى مختلف در مورد حكومت پى مىبريم به اينكه نوع اوّل (حكومت ديكتاتورى) هرگز مورد نظر اسلام نبوده و حتّى شخص رسول اكرم صلى الله عليه و آله بعد از تشكيل حكومت اسلامى در مدينه منوّره، مطلق العنان و رها از قانون الهى نبوده است، بلكه مأمور بوده كه طبق قوانين و حدود الهى حكم كند. خداوند متعال خطاب به