369
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ 1«در حقيقت مومنان با هم برادرند.»
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كٰانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ؛ 2«كسانى كه دين را پراكنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هيچ گونه مسئول ايشان نيستى.»
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا؛ 3«و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.»
وَ لاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ؛ 4«و با هم نزاع مكنيد كه سُست شويد و مهابت شما از بين برود.»
إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ؛ 5«و اين امت شما كه امتى يگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.»
با اين همه تأكيد فراوان كه قرآن بر مسئله وحدت اسلامى و اتّحاد دارد، لكن از اين نكته نبايد غافل بود كه وحدت، محور مىخواهد و به تعبير ديگر كانالى براى رسيدن به وحدت و اتحاد لازم است. تأكيد بر اصل وحدت، بدون آن كه محور و كانال آن مشخّص شود، كارى لغو و بيهودهاى است.
هرگز قرآن صامت به تنهايى نمىتواند محور وحدت باشد، زيرا به تعبير اميرالمؤمنين عليه السلام : قرآن داراى وجوهى است كه مىتوان لفظ آن را بر هر يك از آن وجوه حمل كرد؛ از اين رو مىبينيم كه قرآن كريم، با آن كه از كتاب آسمانى به «امام» تعبير مىكند آن جا كه مىفرمايد: وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتٰابُ مُوسىٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً؛ 6«و پيش از وى [نيز] كتاب موسى راهبر و مايه رحمت بوده است.» همچنين از صحف ابراهيم و موسى ياد كرده و مىفرمايد: صُحُفِ إِبْرٰاهِيمَ وَ مُوسىٰ؛ 7«صحيفههاى ابراهيم و موسى.» ولى