347الف) مقصود حجّيت موضوعى است، همانگونه كه سنت پيامبر صلى الله عليه و آله به همين معنا حجّت است. حجيّت موضوعى؛ يعنى چيزى ذاتا حجّت بوده و موضوع براى وجوب تعبّد و متابعت باشد، نه از آنجهت كه راهى به حجّت و كاشف از حجّت است.
ب) احتمال ديگر آن است كه مقصود از حجيت در سنت صحابه، طريقيّت است؛ يعنى سنت صحابه از آنجهت كه طريق و راهى به حجّت ذاتى، يعنى سنت نبوى است، حجّت مىباشد كه دراينصورت بايد خبر صحابى از شرايط خبر واحد؛ امثال ثقه و عدل بودن برخوردار باشد و در حقيقت بين صحابى و ديگر راويان حديث هيچ فرقى وجود ندارد، اگر قول او حجّت است، به دليل ثقه بودن مخبر است؛ در صورتى كه ثقه يا عدل بودنش ثابت شود.
ظاهر كلام اصوليين اهل سنت اين است كه حجّيت در باب سنت صحابه، موضوعى است نه طريقى. در حقيقت كسانى كه از اهل سنت، سنت صحابه را حجّت مىدانند، براى آن شأنى همانند كتاب و سنت نبوى قائلند.
1 - ابنقيّم جوزيه مىگويد: «اگر كسى از اقوال صحابه پيروى كند، بى آنكه در صحّت آن تحقيق كرده باشد، مورد سپاس و ستايش خواهد بود.» 1
2 - شاطبى مىگويد: «از روايات استفاده مىشود كسى كه از سنت صحابه پيروى كند، بهمانند آن است كه از سنت پيامبر پيروى كرده است.» 2
برخى بر اين باورند كه مقصود از حجّيت سنت صحابه نزد اهل سنت، حجّيت طريقى است نه موضوعى و اعتبارش از آنجهت است كه يا همۀ صحابه انجام دهند، يا اينكه برخى انجام داده و عمل او مشهور شود و ديگران سكوت كرده و آن را ردّ نكنند.
اين موضوع در حقيقت به اجماع حقيقى يا تقديرى و سكوتى باز مىگردد كه خود طريق قطعى از سنت نبوى است، اما اين توجيه خلاف مقصود و مراد اهل سنّت است، زيرا مطابق كلام برخى از علماى اهل سنّت حجّيت سنت صحابه از اين باب نيست.