346اهلبيت عليهم السلام جعل كردهاند تا بتوانند اين خلأ مهمّ را جبران كنند. ما درصدديم اين منبع را بررسى كنيم.
اقوال در سنت صحابه
بزرگان اهل سنت در حدود اخذ از سنت صحابه اتفاقنظر ندارند:
1 - ابنقيّم جوزيه مىگويد: «ابوحنيفه آثار صحابه را بر قياس و رأى مقدم مىداشت.» 1
2 - شاطبى مىگويد: «مالك قول صحابى را به سنت ملحق مىنمود... بلكه نقل شده كه مالك خبر واحد را با قول مخالف يك نفر از صحابه رها مىكرد. 2
3 - شافعى جايگاه قول صحابى را بعد از نصّ و اجماع قرار داده و آن را بر قياس مقدم مىداشت. 3
4 - احمد بن حنبل جايگاه فتواى صحابى را بعد از نص قرار داده و آن را اصل دوم در منبع تشريع مىدانست. ابنقيّم مىگويد: فتواهاى احمد بن حنبل بر دو اصل استوار بود: نصوص و فتواهاى صحابه، درصورتىكه براى آن مخالفى وجود نداشته باشد. 4
5 - ابنتيميه مىگويد: «احمد بن حنبل و بسيارى از علما، از سنت على عليه السلام متابعت نمودهاند؛ همانگونه كه از سنت عمر و عثمان متابعت كردهاند. اما برخى ديگر از عالمان، همانند مالك از سنت على عليه السلام متابعت نكردهاند و همه در اين اتفاق دارند كه سنت عمر و عثمان حجّت است». 5
مقصود از حجيت
در مورد حجّيت در سنت صحابه دو احتمال هست: