323
نكات:
1 - نقد صحابه به جهت دفاع از شريعت:
اگر كسى بحث از عدالت و جرح و تعديل صحابى مىكند، به خاطر ابطال كتاب خدا و سنّت رسول صلى الله عليه و آله يا شهود مسلمين و واسطههاى فيض سنت نبوى نيست، بلكه هدف اساسى، شناخت صالحان آنان است، تا حديث و سنت واقعى پيامبر صلى الله عليه و آله از راه درست و مطمئن به دست آيد. كسى درصدد ابطال شريعت نيست، زيرا تضعيف برخى از صحابه نه تنها سبب وهن و ابطال شريعت نمىشود بلكه موجب تقويت و تبرئه شريعت از باطل است.
2 - پرهيز از دخالت مسائل عاطفى:
نظريۀ عدالت كلّ صحابه ناشى از عواطف افراطى دينى است. تفتازانى مىگويد:
«جنگها و مشاجراتى كه در تاريخ، ميان صحابه رخ داده و بر زبان افراد ثقه جارى است، ظاهرش نشان مىدهد كه برخى از صحابه از راه حقّ خارج شده و به حدّ ظلم و فسق رسيدند. و داعى و انگيزۀ اين كار نيز كينه، حسد، عناد و گاه حبّ رياست و پادشاهى و ميل به لذات و شهوات بوده است، زيرا هر صحابى، معصوم نيست و هر كسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را ملاقات نموده، اهل خير نبوده است، ولى علما به جهت حسن ظنّشان به اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله ، براى كارهاى خلاف آنان محملها و تأويلهايى ذكر نمودهاند. و ظلمى كه در حقّ اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله كردند، در ظاهر به حدّى است كه مجالى براى اخفاى آن نيست و پستى آن به حدّى است كه اهل آسمان و زمين، بر مظلوميت اهل بيت عليهم السلام گريسته و كوهها از جا كنده شده و صخرهها از هم پاشيدهاند و كارهاى زشت آنان هنوز پا برجاست. لعنت خدا بر كسانى باد كه دست به چنين جناياتى زده، يا به آن راضى بوده و براى آن كوشش كردهاند و عذاب آخرت دائمى و شديدتر است». 1
تمام مشكل اهل سنت و علت حقيقى در تعديل كلّ صحابه و صحبت نكردن از جرح و تعديل آنان، به اين خاطر است كه براى سنت اهل بيت عليهم السلام ، هر چند در حدّ ناقلين