187قبر پيامبر انجام داد، لذا خداوند متعال مسافت او را كوتاه كرد. 1
10 - سمهودى به سند خود از امام على عليه السلام چنين نقل مىكند: عربى باديهنشين بعد از سه روز از دفن رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مدينه شد، خود را بر روى قبر پيامبر انداخت و خاك قبر را بر سر خود ريخت و عرض كرد: اى پيامبر! اين آيه را تلاوت كردى و ما هم شنيديم: إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً من نيز به نزد تو آمدهام تا استغفار نمايم. 2
11 - ابوبكر مقرى مىگويد: «من و طبرانى و ابوالشيخ در حرم رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم در حالى كه گرسنگى شديد بر ما عارض شده بود، آن روز را به پايان رسانديم، وقت عشا كنار قبر رسول خدا آمديم و عرض كرديم: اى رسول خدا! ما گرسنهايم... در اين هنگام ملاحظه نموديم كه كسى درب را مىكوبد، باز نموديم ديديم كه شخصى علوى با دو نفر غلام با زنبيلى از غذا كنار درب ايستادهاند، علوى آنها را به ما هديه نمود. پس از صرف غذا به ما گفت: آيا به رسول خدا شكايت برديد؟ الآن رسول خدا را در عالم رؤيا ديدم، به من فرمود تا مقدارى از غذا نزد شما آورم.» 3
بررسى شبهات
وهابيون بر مدّعاى خود - حرمت استعانت از اولياى الهى و شركبودن استغاثۀ به آنان - به ادلهاى واهى تمسك كردهاند كه در ذيل به نقد و بررسى آنها مىپردازيم:
شبهه اوّل
كسى كه به اولياى الهى استغاثه مىكند معتقد به علم غيب آنهاست؛ درحالىكه علم غيب مخصوص خداوند است.