146اين معنا مؤيّد مرجئه - كه قائل هستند عمل اهميتى ندارد - نيست، بلكه هدف از اين تعريف آن است كه بگويد: آنچه انسان را از كفر به ايمان متحوّل كرده و حكم به احترام جان و مالش مىدهد تصديق قلبى است، در صورتى كه با اقرار به زبان در صورت امكان مقرون گردد. امّا آنچه كه انسان را از جهنم نجات مىدهد تصديق توأم با عمل است. و شاهد اين مطلب كه عمل جزء ايمان نيست آيات و روايات است:
1 - خداوند متعال عمل صالح را عطف بر ايمان كرده است، آنجا كه مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ؛ 1«همانا كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح بهجاى آوردهاند.» و مىدانيم كه مقتضاى عطف مغايرت بين معطوف و معطوفعليه است. و اگر عمل داخل در ايمان باشد در اينجا تكرار لازم مىآيد.
2 - و نيز مىفرمايد: وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصّٰالِحٰاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ؛ 2«و هركس كه عمل صالح انجام دهد در حالى كه مؤمن است.» كه از اين آيه نيز مغايرت بين عمل و ايمان در مفهوم استفاده مىشود.
3 - و نيز خداوند متعال مىفرمايد: وَ إِنْ طٰائِفَتٰانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمٰا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدٰاهُمٰا عَلَى الْأُخْرىٰ فَقٰاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتّٰى تَفِيءَ إِلىٰ أَمْرِ اللّٰهِ ؛ 3«و اگر دو طائفه از اهل ايمان به قتال و دشمنى برخيزند، شما مؤمنان در ميان آنان صلح برقرار كنيد، و اگر يك قوم بر ديگرى ظلم كرد با آن طائفۀ ظالم قتال كنيد، تا به فرمان خدا بازآيد.» مشاهده مىنماييم كه در اين آيه خداوند مؤمن را بر گروه معصيتكار و ظالم اطلاق كرده است.
4 - و نيز مىفرمايد: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّٰادِقِينَ؛ 4«اى مؤمنين تقوا پيشه كرده و همراه با صادقين باشيد.» در اين آيه خداوند مؤمنين را به تقوا يعنى انجام واجبات و ترك محرمات امر نموده است.