68شده از قدرت ساقط شدند. پس از آن، براى مدتى قريب هشتاد سال، در عُزْلت و ذلّت روزگار را گذراندند.
در اين دوره، همچنان شرفا بر مكه حكومت مىكردند. اين زمان، دولت عثمانى درگير مجادلات سخت خود با دول اروپايى شد و افزون بر آن، جريانهاى ملى و لائيك در داخل، فعالانه در تلاش بودند تا از قدرت دولت عثمانى بكاهند. آخرين سلطان قدرتمند عثمانى، سلطان عبدالحميد (1327 1293) براى مدتى توانست سقوط دولت عثمانى را به تأخير اندازد، اما در برابر توطئه دولتهاى اروپايى، مانند روسيه و انگليس و نيز مدعيان اصلاح در داخل تركيه، به ويژه ملىگراها، كارى از پيش نبرد.
از جريانهاى مهم در دولت عثمانى، نهضت استقلالطلبى اعراب بر ضدّ تركها بود كه با نام «الثورة العربية الكبرى» از آن ياد مىشود. اين حركت، ناشى از نفوذ ملىگرايى در سراسر دولت عثمانى بود كه در اصل رنگ ضدّ تركى داشت. شريف حسين به انگيزه تأسيس يك دولت عربى بزرگ و با تحريك انگليسىها، رهبرى اين حركت عربى را در اختيار گرفت. اين اقدامات منجر به سلطه شريف حسين بر حجاز شد كه تا پيش از سقوط اين منطقه به دست وهابيان بر آن حكومت مىكرد همزمان دو پسرش يكى عبدالله بر اردن و ديگرى فيصل بر عراق حكومت كردند.
فيصل ابتدا در سوريه تشكيل حكومت داد؛ اما فرانسوىها او را از آنجا بيرون كردند و پس از آن انگليسىها عراق را در اختيار وى گذاشتند. در اين دو ناحيه، يعنى عراق و اردن، شريف حسين را به عنوان خليفه جديد شناختند و او را اميرالمؤمنين و «ملك العرب» ناميدند.
اما قدرت شريف حسين، دوام نيافت؛ زيرا وهابيان نجد كه سالها با شرفا در جنگ و گريز بودند، با رهبرى جديدى توانستند نجد را تصرف كنند و به آرامى به