57مدتى هم عمر بن عبدالعزيز و مَسْلمة بن عبدالملك در اين شهر حكومت كردند. يكى از كثيفترين حكام اموى در مكه، يوسف بن عمر ثقفى پسر برادر حجاج بود كه جنايات فراوانى را در اين شهر مرتكب گرديد. مكه در سال 129 و 130 هجرى به دست خوارج افتاد و پس از آن باز امويان بر آن مسلط شدند؛ گرچه اين بار، عُمْر دولتشان به پايان رسيده و در سال 132 هجرى براى هميشه در شرق اسلامى سقوط كردند.
مهمترين دليل سقوط آنان، اساس قرار دادن تعصب عربىگرى، مبارزه با اسلام اصيل محمدى و علوى، به شهادت رساندن امام حسين(ع) و اهلبيت و اصحابش و همچنين رسوخ اشرافيت و رفاهطلبى و اختلافات داخلى در خاندان اموى بود.
مكه در دوره عباسيان
پس از سقوط امويان، به طور طبيعى، بنى هاشم كه طى مدت نود سال زير فشار امويان بودند و تنها جانشين قابل قبول امويان ميان مردم تلقى مىشدند، به قدرت رسيدند. بنىعباس به نام اهلبيت(ع) قدرت را به دست گرفتند. ابتدا اظهار تشيع كردند؛ اما اندكى بعد، به دليل مقابله با علويان، و كسب وجهه ميان سنيان، مذهب تسنن را پذيرفته، آن را رسميت بخشيدند. مهمترين رقيب آنان، علويان بودند كه لحظهاى از قيام و شورش بر ضد عباسيان نمىايستادند. شمار بسيارى از علويان، در دو شهر مكه و مدينه زندگى مىكردند و به رغم آوارگى و هجرت گروهى از آنان به دور دستترين نقاط دنياى اسلام، هيچگاه اين دو شهر از حضور آنان خالى نگرديد.
نخستين والىِ عباسى مكه، داود بن على بن عبدالله بن عباس بود. پس از عزل وى، سفاح دايىاش زياد بن عبدالله حارثى را به امارت مكه نصب كرد. پس از آن